نقش ایتالیا در گیتار باروک؛ آلفابتو و تحول گیتار پنجکورس
در مقاله پیشین، نقش سه مرکز مهم اسپانیا، ایتالیا و فرانسه در رشد گیتار باروک را بررسی کردیم. در این مقاله بهطور اختصاصی به نقش ایتالیا میپردازیم؛ کشوری که با توسعه سیستم آلفابتو و شکلدهی شیوههای جدید همراهی، تأثیر مهمی در گسترش و تحول گیتار پنجکورس داشت.
اگرچه اسپانیا محل تولد گیتار پنجکورس یا گیتار باروک بود، اما ایتالیا نقش بسیار مهمی در توسعه، گسترش و تغییر مسیر این ساز در قرن هفدهم ایفا کرد. در حالی که در اسپانیا گیتار بیشتر با موسیقی رقص، همراهی آواز و تکنیک راسگوادو (Rasgueado) شناخته میشد، در ایتالیا این ساز در ارتباط با جریانهای جدید موسیقی مانند مونودی (Monody)، باسو کنتینو (Basso Continuo) و شیوههای جدید همراهی مورد استفاده قرار گرفت.
در آغاز قرن هفدهم، گیتار پنجکورس در ایتالیا با نام Chitarra Spagnuola (گیتار اسپانیایی) شناخته میشد؛ نامی که نشاندهنده منشأ اسپانیایی ساز بود. با این حال، ایتالیاییها به سرعت این ساز را با نیازهای موسیقی خود تطبیق دادند و نقش مهمی در تبدیل آن از یک ساز همراهی ساده به سازی با امکانات گستردهتر ایفا کردند.

مونودی و تغییر نقش گیتار در ایتالیا
یکی از مهمترین عوامل رشد گیتار در ایتالیا، ظهور سبک مونودی (Monody) در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم بود. مونودی بر یک خط ملودیک اصلی همراه با هارمونی تأکید داشت و برخلاف پلیفونی پیچیده دوره رنسانس، ساختاری سادهتر و بیانگرتر داشت.
این تغییر در نگرش موسیقایی، شرایط مناسبی برای استفاده از گیتار به عنوان ساز همراهکننده آواز ایجاد کرد.
در همین فضای موسیقایی، سیستم نتنویسی مهمی برای گیتار توسعه یافت که به نام آلفابِتو (Alfabeto) شناخته میشود. این سیستم یکی از مهمترین نوآوریهای تاریخ گیتار باروک بود.
سیستم آلفابِتو (Alfabeto)
در سیستم آلفابِتو، به جای نوشتن تکتک نتها، هر آکورد با یک حرف یا علامت مشخص میشد. بنابراین نوازنده تنها با مشاهده یک حرف میتوانست آکورد مربوطه را اجرا کند.
برای مثال، هر حرف نمایانگر یک الگوی مشخص انگشتگذاری روی ساز بود که نوازنده با دیدن آن میتوانست آکورد مربوطه را اجرا کند. این روش باعث شد یادگیری گیتار بسیار آسانتر شود، زیرا نوازنده بدون نیاز به دانش گسترده نتخوانی میتوانست همراهیهای هارمونیک اجرا کند.
با این حال، نباید آلفابِتو را با سیستم آکوردهای امروزی موسیقی پاپ اشتباه گرفت. در سیستم مدرن، حروفی مانند C یا G نام هارمونی را مشخص میکنند، اما در آلفابِتو هر حرف بیشتر نشاندهنده یک شکل انگشتگذاری مشخص روی ساز بود و الزاماً ارتباط مستقیمی با نام آکورد امروزی نداشت.
آلفابِتو معمولاً همراه با تکنیک Rasgueado استفاده میشد. در این تکنیک، نوازنده با حرکت انگشتان روی چندین سیم، آکوردها را به صورت ضربی اجرا میکرد. این روش نسبت به تکنیک Punteado سادهتر بود و باعث شد افراد بیشتری بتوانند گیتار بنوازند.

جیرولامو مونتساردو (Girolamo Montesardo)
یکی از نخستین انتشارهای مهمی که سیستم آلفابِتو را به شکل کامل معرفی کرد، کتاب:
Nuova Inventione d’Intavolatura per sonare li balletti sopra la Chitarra Spagnuola
اثر جیرولامو مونتساردو (Girolamo Montesardo) بود که در سال ۱۶۰۶ در فلورانس منتشر شد.
این کتاب یکی از نخستین آثار چاپی اختصاصی برای گیتار باروک محسوب میشود و اهمیت زیادی در تاریخ این ساز دارد. اگرچه مونتساردو مخترع آلفابِتو نبود، اما او این سیستم را به صورت منظم توضیح داد و همراه با نشانههای ریتمیک برای ضربات راسگوادو به کار برد.
نوآوری مهم او این بود که علاوه بر نمایش آکوردها، جهت حرکت ضربات دست راست را نیز مشخص کرد؛ موضوعی که امکان اجرای الگوهای ریتمیک پیچیدهتر را فراهم ساخت.
توسعه آلفابِتو توسط آهنگسازان ایتالیایی
پس از مونتساردو، آهنگسازان دیگری سیستم آلفابِتو را توسعه دادند.
بِنِدِتو سانسِوِرینو (Benedetto Sanseverino)
بِنِدِتو سانسِوِرینو در سال ۱۶۲۰ با کتاب Intavolatura facile ساختار ریتمیک نتنویسی آلفابِتو را دقیقتر کرد.
جووانی پائولو فوسکارینی (Giovanni Paolo Foscarini)

جووانی پائولو فوسکارینی یکی از مهمترین چهرههای تاریخ گیتار باروک ایتالیا بود. او تلاش کرد تکنیک راسگوادو و پونتهآدو را با یکدیگر ترکیب کند.
برخی از آثار او با شیوهای شناخته میشوند که بعدها با عنوان Alfabeto Dissonante شناخته شد.
در این روش، علامتهایی مانند «+» برای نشان دادن تغییرات هارمونیک، دیسونانسها و آکوردهای پیچیدهتر استفاده میشد.
این تحول نشان داد که گیتار دیگر فقط سازی برای اجرای آکوردهای ساده نیست، بلکه میتواند موسیقی پیچیدهتری ارائه دهد.

رپرتوار فوسکارینی با استفاده از سیستم آلفابِتو نتنویسی شده است که در آن حروف نمایانگر آکوردها بودند.
گذار از راسگوادو به تکنیک ترکیبی
در نیمه اول قرن هفدهم، محبوبیت زیاد راسگوادو باعث رشد سریع گیتار شد، اما به مرور محدودیتهای آن آشکار شد. تکرار الگوهای ساده آکوردی باعث شد برخی موسیقیدانان به دنبال امکانات جدیدتری باشند.
راهحل، ترکیب دو شیوه نوازندگی بود:
- آلفابِتو + راسگوادو
- تبلچر پنجخطی + پونتهآدو
این روش ترکیبی به نوازنده اجازه میداد همزمان خطوط ملودیک، باس و هارمونی را اجرا کند. این تحول یکی از مهمترین مراحل رسیدن گیتار به جایگاه یک ساز مستقل هنری بود.

ترکیب آلفابِتو و تبلچر در آثار فوسکارینی
در برخی از آثار جووانی پائولو فوسکارینی، نشانههای آلفابِتو برای نمایش آکوردها در کنار تبلچر برای اجرای خطوط ملودیک به کار گرفته شدند.
این شیوه ترکیبی به نوازنده اجازه میداد از قابلیتهای آکوردی راسگوادو و امکانات ملودیک پونتهآدو به صورت همزمان استفاده کند و در نتیجه، موسیقی پیچیدهتر و مستقلتری روی گیتار اجرا شود.
نقش ایتالیا در تحول گیتار باروک
در مجموع، نقش ایتالیا در تاریخ گیتار باروک را میتوان در سه زمینه اصلی خلاصه کرد:
- توسعه سیستم آلفابِتو: این سیستم یادگیری و گسترش گیتار را آسانتر کرد و امکان اجرای سریعتر همراهیهای آکوردی را فراهم ساخت.
- پیوند گیتار با مونودی و باسو کنتینو: این ارتباط نقش گیتار را به عنوان ساز همراهکننده آواز و ساز هارمونیک تقویت کرد.
- ترکیب تکنیک راسگوادو و پونتهآدو: این تحول مسیر را برای اجرای موسیقی پیچیدهتر و هنریتر هموار ساخت.
به این ترتیب، ایتالیا نهتنها در گسترش گیتار پنجکورس در اروپا نقش داشت، بلکه با ایجاد و توسعه روشهای جدید نتنویسی و نوازندگی، زمینه را برای تبدیل گیتار از یک ساز عمدتاً همراهکننده به سازی با قابلیتهای مستقل هنری فراهم کرد.
در واقع، اهمیت ایتالیا در تاریخ گیتار باروک تنها به یک تکنیک یا یک کتاب محدود نمیشود. تعامل میان موسیقی مونودی، سیستم آلفابِتو، تکنیک راسگوادو و پونتهآدو و آثار آهنگسازانی مانند مونتساردو و فوسکارینی، زبان موسیقایی تازهای برای گیتار ایجاد کرد.
در مقاله بعدی با مهمترین چهرههای گیتار باروک آشنا میشویم؛ آهنگسازان و نوازندگانی که با آثار و نوآوریهای خود، نقش مهمی در تکامل گیتار پنجکورس و شکلگیری رپرتوار گیتار کلاسیک داشتند.
ترجمه و گردآوری: سحر براتی
منبع: The History of the Guitar: Its Origins and Evolution by Júlio Ribeiro Alves
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.