معرفی بزرگترین نوازندگان گیتار کلاسیک نیمه دوم قرن بیستم؛ آلیریو دیاز، کازوهیتو یاماشیتا، مانوئل باروئکو و دیوید استاروبین.
ادامه مسیر جهانی شدن گیتار کلاسیک؛ نوازندگان تأثیرگذار نیمه دوم قرن بیستم
پس از تثبیت جایگاه جهانی گیتار کلاسیک توسط نوازندگانی مانند آندرس سگوویا، جولیان بریم و جان ویلیامز، نسل جدیدی از نوازندگان در نیمه دوم قرن بیستم مسیرهای تازهای برای این ساز ایجاد کردند. این نسل با گسترش تکنیک، رپرتوار و ارتباط میان فرهنگهای مختلف، چهرهای گستردهتر از گیتار کلاسیک ارائه داد.
در این میان، چهرههایی مانند آلیریو دیاز، کازوهیتو یاماشیتا، مانوئل باروئکو و دیوید استاروبین هر کدام نماینده رویکردی متفاوت به گیتار بودند؛ از حفظ سنتهای آمریکای جنوبی و انتقال میراث موسیقی بومی، تا تجربهگرایی تکنیکی و گسترش رپرتوار معاصر.
آلیریو دیاز (Alirio Díaz)؛ سفیر گیتار ونزوئلا
Alirio Díaz (۱۹۲۳–۲۰۱۶)
یکی از مهمترین نوازندگان آمریکای لاتین در قرن بیستم بود. او در شهر کارورا در ونزوئلا متولد شد و مانند بسیاری از نوازندگان آمریکای جنوبی، نخستین ارتباط او با گیتار از طریق موسیقی مردمی و سنتهای محلی کشورش شکل گرفت.
دیاز در ابتدا گیتار را بیشتر در همراهی با موسیقی فولکلور ونزوئلا تجربه کرد، اما بعدها مسیر خود را به سمت آموزش رسمی موسیقی تغییر داد. او در مدرسه عالی موسیقی «خوزه آنخل لاماس» در کاراکاس تحصیل کرد و نزد استاد ونزوئلایی، رائول بورخس، آموزش گیتار دید.
استعداد او باعث شد دولت ونزوئلا برای ادامه تحصیلش در اسپانیا به او بورسیه اعطا کند. دیاز در مادرید نزد رِگینو ساینز دِ لا مازا آموزش دید و سپس در کلاسهای آندرس سگوویا شرکت کرد. ارتباط نزدیک او با سگوویا باعث شد بعدها به یکی از دستیاران و استادان مرتبط با مکتب او تبدیل شود.
یکی از مهمترین ویژگیهای نوازندگی دیاز، توانایی او در ترکیب تکنیک گیتار کلاسیک با عناصر موسیقی آمریکای لاتین بود. او نقش مهمی در معرفی آثار آهنگسازان ونزوئلایی، بهویژه Antonio Lauro، به مخاطبان جهانی داشت.
دیاز علاوه بر فعالیت اجرایی، در زمینه آموزش و پژوهش نیز فعال بود و تأثیر زیادی بر نسلهای بعدی نوازندگان ونزوئلا و دیگر کشورهای آمریکای لاتین گذاشت.
او نمونهای برجسته از نسلی بود که نشان داد گیتار کلاسیک میتواند همزمان حامل سنت اروپایی و هویت فرهنگی یک منطقه باشد.
⸻
کازوهیتو یاماشیتا (Kazuhito Yamashita)؛ گسترش مرزهای تکنیکی گیتار
Kazuhito Yamashita (۱۹۶۱-۲۰۲۶)
یکی از متفاوتترین و بحثبرانگیزترین نوازندگان گیتار کلاسیک در نیمه دوم قرن بیستم بود.
یاماشیتا در ژاپن متولد شد و از کودکی آموزش گیتار را آغاز کرد. استعداد فوقالعاده او باعث شد در سنین نوجوانی بهعنوان یکی از پدیدههای گیتار کلاسیک شناخته شود. او در مسابقات مهم بینالمللی موفقیتهایی به دست آورد و خیلی زود وارد صحنه جهانی شد.
مهمترین ویژگی یاماشیتا، نگاه متفاوت او به تکنیک گیتار بود. او مرزهای توانایی فیزیکی ساز را آزمایش کرد و تلاش کرد آثاری را اجرا کند که بسیاری از نوازندگان پیش از او غیرقابل اجرا میدانستند.
یکی از مشهورترین جنبههای فعالیت او، تنظیم آثار بزرگ ارکسترال برای گیتار تکنواز است؛ از جمله:
* تصاویر یک نمایشگاه (Pictures at an Exhibition) اثر مودست موسورگسکی
* پرنده آتشین (The Firebird Suite) اثر ایگور استراوینسکی
* سمفونی شماره ۹ «از دنیای نو» اثر آنتونین دورژاک
این انتخابها باعث ایجاد بحثهای فراوان میان منتقدان شد. برخی معتقد بودند این تنظیمها بیش از حد بر نمایش توانایی تکنیکی تمرکز دارند و گاهی شخصیت اصلی اثر را تغییر میدهند؛ اما گروهی دیگر او را نوازندهای میدانند که امکانات جدیدی برای گیتار تعریف کرده است.
صرفنظر از این اختلاف نظرها، تأثیر یاماشیتا بر تاریخ گیتار غیرقابل انکار است. او نشان داد که این ساز ظرفیتهایی فراتر از تصور سنتی دارد و میتواند با چالشهای تکنیکی بسیار پیچیده روبهرو شود.
⸻
مانوئل باروئکو (Manuel Barrueco)؛ دقت، ظرافت و مکتب آمریکایی گیتار
Manuel Barrueco (متولد ۱۹۵۲)
یکی از مهمترین چهرههای گیتار کلاسیک در ایالات متحده به شمار میرود.
او در کوبا متولد شد و آموزش موسیقی خود را از کودکی آغاز کرد. پس از مهاجرت به آمریکا، در کنسرواتوار پیبادی در بالتیمور نزد استاد مشهور گیتار، آرون شیرر، تحصیل کرد.
باروئکو در ۲۲ سالگی نخستین گیتاریستی بود که جایزه معتبر Concert Artists Guild Award را دریافت کرد؛ موفقیتی که نشاندهنده پذیرش بیشتر گیتار در فضای رسمی موسیقی کلاسیک آمریکا بود.
نوازندگی او به دلیل کنترل بالا، شفافیت صدا و دقت تکنیکی شناخته میشود. او بهخصوص در اجرای رپرتوار کلاسیک اروپایی، تفسیری بسیار دقیق و منظم ارائه میدهد.
در کنار اجرای آثار استاندارد، باروئکو علاقه زیادی به گسترش رپرتوار گیتار داشت و با آهنگسازان معاصر همکاری کرد.
آهنگسازانی مانند Toru Takemitsu، آرْوو پَرت و روبرتو سیرا آثاری برای گیتار خلق کردند که با فعالیتهای او ارتباط داشت.
باروئکو همچنین بهعنوان استاد دانشگاه و مدرس، نقش مهمی در تربیت نسل جدید نوازندگان گیتار در آمریکا ایفا کرده است.
⸻
دیوید استاروبین (David Starobin)؛ گسترش رپرتوار معاصر گیتار
David Starobin (متولد ۱۹۵۱)
یکی از مهمترین چهرهها در معرفی موسیقی معاصر برای گیتار است.
برخلاف بسیاری از نوازندگان که تمرکز اصلی آنها بر اجرای رپرتوار تاریخی بود، استاروبین بخش مهمی از فعالیت خود را به سفارش و معرفی آثار جدید اختصاص داد.
او از شاگردان آرون شیرر بود و پس از آغاز فعالیت حرفهای، به یکی از حامیان اصلی آهنگسازی معاصر برای گیتار تبدیل شد.
استاروبین با آهنگسازان بسیاری همکاری کرد و باعث خلق آثاری شد که زبان جدیدی برای این ساز ایجاد کردند.
مجموعه New Music with Guitar نمونهای از تلاشهای او برای معرفی موسیقی قرن بیستم و بیستویکم برای گیتار است.
آثار آهنگسازانی مانند: Elliott Carter، George Crumb
در ارتباط با فعالیتهای او جایگاه مهمی در رپرتوار معاصر گیتار پیدا کردند.
استاروبین همچنین بنیانگذار شرکت ضبط Bridge Records بود؛ شرکتی که تمرکز آن بر موسیقی کلاسیک معاصر و معرفی آثار کمتر شنیدهشده قرار داشت.
نقش او در تاریخ گیتار بیشتر از یک نوازنده صرف است؛ او پلی میان آهنگسازان معاصر و دنیای گیتار ایجاد کرد و نشان داد که این ساز همچنان ظرفیت رشد و نوآوری دارد.
⸻
دیگر نوازندگان مهم نیمه دوم قرن بیستم
علاوه بر این چهرهها، تعداد زیادی از نوازندگان دیگر نیز در گسترش جایگاه جهانی گیتار کلاسیک نقش داشتند. برخی از مهمترین آنها عبارتاند از:
David Russell, Sharon Isbin, Elliot Fisk, Christopher Parkening, Laurindo Almeida, David Tanenbaum
این نسل از نوازندگان نشان داد که گیتار کلاسیک دیگر متعلق به یک کشور یا سنت خاص نیست؛ بلکه سازی جهانی است که میتواند از فرهنگهای مختلف تأثیر بگیرد و در مسیرهای هنری گوناگون رشد کند.
فعالیت این نسل از نوازندگان نشان داد که گیتار کلاسیک دیگر به یک سنت جغرافیایی محدود نیست، بلکه به زبانی جهانی در موسیقی تبدیل شده است. هر یک از این هنرمندان با نگاه متفاوت خود، بخشی از مسیر تحول این ساز را شکل دادند؛ از حفظ میراث گذشته تا گسترش تکنیک و خلق مسیرهای تازه در اجرا.
اما جهانی شدن گیتار تنها به نوازندگان بزرگ محدود نمیشد. در کنار آنها، گروهها و آنسامبلهای گیتار نیز نقش مهمی در معرفی تواناییهای این ساز و گسترش رپرتوار آن ایفا کردند. در مقاله بعد، به مشهورترین دوئتها، کوارتتها و گروههای گیتار کلاسیک در نیمه دوم قرن بیستم خواهیم پرداخت.
ترجمه و گرد آوری: سحر براتی
منبع: The History of the Guitar:Its Origins and Evolution by Júlio Ribeiro Alves
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.