بررسی نقش آندرس سگوویا در شکلگیری رپرتوار مدرن گیتار کلاسیک و آشنایی با آثار الکساندر تانسمان و هیتور ویلا-لوبوس؛ آهنگسازانی که زبان جهانی گیتار را ساختند.
الکساندر تانسمان، هیتور ویلا-لوبوس و تکامل رپرتوار جهانی گیتار
تا پیش از قرن بیستم، بخش مهمی از ادبیات گیتار توسط خود نوازندگان و آهنگسازانی که با ساز آشنایی مستقیم داشتند شکل گرفته بود. اما گیتار برای تبدیل شدن به یک ساز جدی در موسیقی هنری نیازمند آثاری بود که نه فقط ویژگیهای سنتی آن را نشان دهند، بلکه ظرفیتهای بیانی و هارمونیک جدید آن را نیز آشکار کنند. در این مسیر، آندرس سگوویا نقشی تعیینکننده داشت. او با ارتباط مستقیم با آهنگسازان بزرگ زمان خود، آنان را تشویق کرد تا برای گیتار آثاری در سطح ادبیات پیانو، ویولن و دیگر سازهای کلاسیک خلق کنند.
نتیجه این تلاش، تولد مجموعهای از آثار بود که امروزه هسته اصلی رپرتوار گیتار کلاسیک قرن بیستم را تشکیل میدهند. در میان آهنگسازانی که به دعوت یا تحت تأثیر سگوویا برای گیتار نوشتند، نامهایی مانند الکساندر تانسمان و هیتور ویلا-لوبوس جایگاه ویژهای دارند.
⸻
الکساندر تانسمان؛ پیوند سنت اروپایی و زبان مدرن گیتار
Alexander Tansman (۱۸۹۷–۱۹۸۶)
آهنگساز لهستانی بود که زندگی هنریاش میان چند فرهنگ مختلف شکل گرفت. او در شهر ووچ لهستان و در خانوادهای یهودی متولد شد و از کودکی آموزش موسیقی را آغاز کرد. استعداد او در آهنگسازی از همان سالهای نخست آشکار بود و بعدها برای ادامه مسیر هنری خود به پاریس رفت؛ شهری که در آن زمان یکی از مهمترین مراکز موسیقی اروپا محسوب میشد.
در پاریس، تانسمان با فضای هنری گستردهای روبهرو شد و با آهنگسازانی مانند Maurice Ravel و Darius Milhaud ارتباط پیدا کرد. موسیقی او ترکیبی از سنت آهنگسازی اروپایی، عناصر نئوکلاسیک و تأثیرات موسیقی فولکلوریک بود.
آشنایی تانسمان با سگوویا در سال ۱۹۳۲ نقطه عطفی در مسیر ارتباط او با گیتار بود. برخلاف برخی آهنگسازان که از ابتدا با ویژگیهای ساز آشنا بودند، تانسمان در آغاز شناخت عمیقی از امکانات گیتار نداشت. سگوویا برای او نمونههایی از آثار کلاسیک گیتار، از جمله موسیقی فرناندو سور و مانوئل پونس، ارسال کرد تا آهنگساز بتواند با زبان ساز آشنا شود.
نتیجه این مطالعه، خلق آثاری شد که جایگاه مهمی در رپرتوار مدرن گیتار پیدا کردند.
یکی از مهمترین آثار او برای گیتار، Cavatina است. این اثر با چهار بخش متفاوت، نمونهای از نگاه شاعرانه تانسمان به ساز است؛ موسیقیای که در عین استفاده از زبان مدرن قرن بیستم، ارتباط خود را با سنت رمانتیک حفظ میکند.
از دیگر اثر مهم او میتوان به
Suite in modo polonico (سوئیت به شیوه لهستانی)
اشاره کرد.
تانسمان با استفاده از ریشههای موسیقی لهستانی و زبان آهنگسازی اروپایی، نشان داد که گیتار میتواند فراتر از هویت اسپانیایی خود حرکت کند و به سازی با بیان جهانی تبدیل شود.
هیتور ویلا-لوبوس؛ صدای برزیل در گیتار کلاسیک
Heitor Villa-Lobos (۱۸۸۷–۱۹۵۹)
یکی از مهمترین آهنگسازان قرن بیستم و یکی از تأثیرگذارترین چهرهها در تاریخ گیتار کلاسیک است.
برخلاف بسیاری از آهنگسازانی که از طریق سفارش سگوویا به گیتار نزدیک شدند، ویلا-لوبوس از کودکی با موسیقی مردمی برزیل، بهخصوص موسیقی خیابانی و سنتهای بومی کشورش، ارتباط داشت. زبان موسیقایی او ترکیبی از عناصر فولکلور برزیلی، موسیقی اروپایی و تجربههای شخصی او در زمینه هارمونی و ریتم بود.
آشنایی ویلا-لوبوس با سگوویا در پاریس در سال ۱۹۲۴ اتفاق افتاد. سگوویا دریافت که ویلا-لوبوس اگرچه نوازنده حرفهای گیتار نبود، اما شناخت عمیقی از امکانات موسیقایی ساز دارد. این آشنایی باعث شد آهنگساز برزیلی یکی از مهمترین مجموعههای تاریخ گیتار را خلق کند.
⸻
اتودهای ویلا-لوبوس؛ پایهای برای تکنیک مدرن گیتار
مهمترین سهم ویلا-لوبوس در ادبیات گیتار، مجموعه ۱۲ اتود برای گیتار است که بین سالهای ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۹ نوشته شدند.
این آثار فقط قطعات آموزشی ساده نیستند، بلکه هر کدام جنبهای خاص از تکنیک و امکانات صوتی ساز را بررسی میکنند.
برای مثال:
اتود شماره ۱ با الگوهای آرپژ، استقلال انگشتان دست راست را تقویت میکند.
اتود شماره ۷ به رنگآمیزی هارمونیک و حرکت روی دسته ساز توجه دارد.
اتود شماره ۱۲ یکی از نمونههای برجسته نمایش قدرت و انرژی گیتار مدرن است.
این مجموعه باعث شد گیتار از نگاه بسیاری از آهنگسازان دیگر، سازی با امکانات گسترده تکنیکی و بیانی شناخته شود.
پرلودهای پنجگانه؛ تصویر موسیقایی برزیل
پس از اتودها، ویلا-لوبوس در سال ۱۹۴۰ مجموعه پنج پرلود برای گیتار را نوشت. هر پرلود تصویری متفاوت از فرهنگ و طبیعت برزیل ارائه میدهد.
این آثار به جنبههای مختلف هویت برزیلی اشاره دارند:
پرلود اول: تصویر انسان روستایی منطقه سرتائو
پرلود دوم: اشاره به فرهنگ شهری ریو و ریتمهای آفریقایی-برزیلی
پرلود سوم: اشاره به سنت موسیقی باروک و تأثیر یوهان سباستیان باخ
پرلود چهارم: تصویر طبیعت و مردم بومی آمازون
پرلود پنجم: تصویری شاعرانه از زندگی شهری برزیل
این مجموعه نشان داد که گیتار میتواند حامل هویت فرهنگی یک ملت باشد؛ همانگونه که پیشتر در موسیقی اسپانیایی چنین نقشی ایفا کرده بود.
کنسرتو گیتار؛ ورود ساز به قالب ارکسترال
یکی از مهمترین دستاوردهای ویلا-لوبوس، کنسرتو گیتار و ارکستر اوست که در سال ۱۹۵۱ نوشته شد و نخستین اجرای آن در سال ۱۹۵۶ انجام گرفت.
این اثر که ابتدا با عنوان «فانتزی کنسرتانت» تصور شده بود، پس از درخواست سگوویا و اضافه شدن کادانزا، به یک کنسرتوی کامل تبدیل شد.
کنسرتوی ویلا-لوبوس جایگاه گیتار را در کنار سازهای ارکسترال تثبیت کرد و نشان داد که این ساز میتواند در قالبی بزرگتر از اجرای سولو نیز حضور داشته باشد.
⸻
نقش سگوویا در تولد ادبیات مدرن گیتار
بدون شک بسیاری از آثار مهم قرن بیستم بدون حضور آندرس سگوویا هرگز به وجود نمیآمدند یا دستکم مسیر متفاوتی طی میکردند.
سگوویا تنها یک نوازنده برجسته نبود؛ او یک مدیر هنری، مروج فرهنگی و سازنده یک سنت جدید برای گیتار بود. او باور داشت که برای تغییر جایگاه ساز، تنها اجرای بهتر آثار قدیمی کافی نیست؛ گیتار نیازمند ادبیاتی تازه بود.
به همین دلیل با آهنگسازانی از کشورهای مختلف ارتباط برقرار کرد و آنان را به نوشتن برای گیتار تشویق کرد. نتیجه این رویکرد، مجموعهای از آثار بود که مرزهای جغرافیایی ساز را شکست.
به واسطه تلاشهای او:
گیتار از یک ساز عمدتاً اسپانیایی به سازی جهانی تبدیل شد.
آهنگسازان غیرگیتاریست نیز به امکانات آن توجه کردند.
رپرتوار گیتار از قطعات کوتاه و نمایشی قرن نوزدهم به آثار بزرگ و پیچیده قرن بیستم گسترش یافت.
جایگاه گیتار در کنسرواتوارها و سالنهای معتبر موسیقی تثبیت شد.
البته تاریخ گیتار قرن بیستم تنها داستان سگوویا نیست. هنرمندانی مانند آگوستین باریوس، میگل لوبت، امیلیو پوخول و بسیاری دیگر نیز سهم بزرگی در گسترش این ساز داشتند. اما نقش سگوویا در ایجاد ارتباط میان گیتار و آهنگسازان بزرگ، نقطهای تعیینکننده بود.
او نه تنها اجراکننده آثار جدید بود، بلکه در شکل دادن به آینده ساز نیز نقش داشت؛ آیندهای که در آن گیتار دیگر تنها صدای سنتهای اسپانیایی نبود، بلکه به زبانی جهانی در موسیقی کلاسیک تبدیل شد.
با ظهور آهنگسازانی مانند تانسمان و ویلا-لوبوس، گیتار دیگر محدود به سنت موسیقی اسپانیا باقی نماند و به سازی با زبان جهانی تبدیل شد. با این حال، در کنار این جریان بینالمللی، آهنگسازانی نیز بودند که از مسیرهایی کاملاً شخصی به گیتار نگاه کردند و هویت تازهای برای این ساز آفریدند. در بخش بعد، با بررسی آگوستین باریوس مانگوره و سپس خواکین رودریگو و کنسرتو آرانخوئز، دو مسیر متفاوت اما تأثیرگذار در تاریخ گیتار قرن بیستم را دنبال خواهیم کرد؛ از صدای مستقل یک آهنگساز آمریکای لاتین تا تثبیت نهایی گیتار در قالب موسیقی کنسرتی.
ترجمه و گرد آوری: سحر براتی
منبع: The History of the Guitar:Its Origins and Evolution by Júlio Ribeiro Alves
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.