بررسی جهانی شدن گیتار کلاسیک در نیمه دوم قرن بیستم و معرفی نوازندگانی مانند جولیان بریم، جان ویلیامز، توربیو سانتوس و ارنستو بیتتی.
گیتار کلاسیک در نیمه دوم قرن بیستم؛ جهانی شدن ساز و ظهور بزرگترین نوازندگان
در نیمه دوم قرن بیستم، گیتار کلاسیک نهتنها جایگاه خود را بهعنوان یک ساز کنسرتی تثبیت کرد، بلکه به یکی از جریانهای جهانی موسیقی هنری تبدیل شد.
این تحول نتیجه مجموعهای از عوامل بود: اصلاحات سازسازی، پیشرفت تکنیک نوازندگی، افزایش رپرتوار، ورود گیتار به دانشگاهها، گسترش صنعت ضبط و فعالیت نوازندگانی که جایگاه این ساز را در صحنه بینالمللی تثبیت کردند.
در دورههای گذشته، یکی از مهمترین محدودیتهای گیتار حجم صدای کمتر آن نسبت به بسیاری از سازهای ارکسترال بود. اما با پیشرفت ساخت ساز و توسعه تکنیک اجرایی، گیتار توانست امکانات بیانی گستردهتری پیدا کند و از مرزهای سنتی خود عبور کند.
ورود گیتار به کنسرواتوارها و دانشگاهها نیز نقش مهمی در تثبیت جایگاه آن داشت. آموزش رسمی این ساز باعث شد نسل جدیدی از نوازندگان در کشورهای مختلف تربیت شوند و گیتار از یک سنت محدود به بخشی از نظام جهانی موسیقی تبدیل شود.
همچنین فناوری ضبط و رسانههای جدید، امکان شنیده شدن صدای گیتار را در سراسر جهان فراهم کردند. ضبطهای نوازندگان بزرگی مانند آندرس سگوویا، جولیان بریم و جان ویلیامز، نقش مهمی در معرفی این ساز به مخاطبان گسترده داشت.
در همین دوره، آهنگسازان بسیاری شروع به خلق آثار جدید برای گیتار کردند و آثاری مانند «کنسرتو آرانخوئز» اثر خواکین رودریگو نشان دادند که این ساز میتواند در کنار ارکستر و در مهمترین سالنهای کنسرت حضور داشته باشد.
به این ترتیب، قرن بیستم دورهای بود که گیتار از سازی با جایگاهی محدود، به یکی از مهمترین سازهای موسیقی جهانی تبدیل شد؛ مسیری که با تلاش نوازندگان، آهنگسازان و سازندگان ساز ادامه پیدا کرد.
بزرگترین نوازندگان گیتار کلاسیک در نیمه دوم قرن بیستم
در میان این نسل، چهرههایی مانند جولیان بریم، جان ویلیامز، توربیو سانتوس و ارنستو بیتتی جایگاهی ویژه دارند. هر یک از آنها نماینده مسیری متفاوت در تاریخ گیتار هستند: از بازگشت به ریشههای تاریخی ساز و گسترش رپرتوار قدیمی، تا معرفی موسیقی آمریکای جنوبی و ایجاد ارتباط میان سنتهای مختلف موسیقایی.
جولیان بریم (Julian Bream)؛ پیوند سنت تاریخی و گیتار مدرن
Julian Bream (۱۹۳۳–۲۰۲۰)
یکی از تأثیرگذارترین نوازندگان گیتار کلاسیک در نیمه دوم قرن بیستم بود. او در لندن متولد شد و نخستین آموزشهای گیتار را از پدرش که نوازنده جَز بود دریافت کرد. علاوه بر گیتار، آموزش رسمی موسیقی خود را در سازهایی مانند پیانو و ویولنسل در کالج سلطنتی موسیقی لندن ادامه داد.
بریم در نوجوانی استعداد چشمگیری در نوازندگی نشان داد و نخستین اجرای عمومی مهم خود را در سال ۱۹۴۷، زمانی که تنها چهارده سال داشت، ارائه کرد. چند سال بعد، با اجرای رسیتال در سالن مشهور ویگمور هال لندن، جایگاه خود را بهعنوان یکی از نوازندگان برجسته نسل جدید تثبیت کرد.
یکی از ویژگیهای مهم مسیر هنری بریم، علاقه عمیق او به موسیقی لوت و دوره رنسانس انگلستان بود. او در سال ۱۹۶۰ گروه Julian Bream Consort را تأسیس کرد؛ گروهی که هدف آن اجرای موسیقی دوره الیزابت و معرفی دوباره ساز لوت و موسیقی قدیمی به مخاطبان مدرن بود.
اما اهمیت بریم تنها به اجرای موسیقی تاریخی محدود نمیشود. او یکی از مهمترین چهرههایی بود که آهنگسازان معاصر را به نوشتن آثار جدید برای گیتار ترغیب کرد. آهنگسازانی مانند Benjamin Britten، Hans Werner Henze و دیگر آهنگسازان قرن بیستم آثاری را با الهام از تواناییهای او خلق کردند.
از مهمترین آثاری که برای بریم نوشته شد میتوان به
Nocturnal after John Dowland اثر بنجامین بریتن و Royal Winter Music اثر هانس ورنر هنزه اشاره کرد.
ضبطهای بریم نیز نقش مهمی در گسترش محبوبیت گیتار کلاسیک داشت. او با انتشار مجموعههای متعدد برای شرکتهایی مانند RCA و EMI، مخاطبان گستردهای در سراسر جهان پیدا کرد. همچنین استفاده او از رسانههای تصویری و تولید برنامههای تلویزیونی درباره گیتار، باعث شد این ساز به مخاطبانی فراتر از جامعه تخصصی موسیقی معرفی شود.
میراث جولیان بریم در تاریخ گیتار، ترکیبی از احترام به گذشته و نگاه رو به آینده است. او نشان داد که گیتار میتواند هم حامل سنتهای تاریخی باشد و هم یک ساز جدی آکادمیک.
جان ویلیامز (John Williams)؛ صدای جهانی گیتار کلاسیک
John Williams (متولد ۱۹۴۱)
یکی از شناختهشدهترین نوازندگان گیتار کلاسیک در جهان است. او در ملبورن استرالیا متولد شد و آموزشهای اولیه گیتار را نزد پدرش، مالکوم ویلیامز، آغاز کرد.
در نوجوانی در کلاسهای آندرس سگوویا در آکادمی چیجیانا در سیهنا شرکت کرد؛ تجربهای که تأثیر مهمی بر شکلگیری مسیر هنری او داشت.
ویلیامز در هفدهسالگی نخستین اجرای مهم خود را در ویگمور هال لندن برگزار کرد و خیلی زود به یکی از چهرههای اصلی گیتار کلاسیک تبدیل شد.
یکی از مهمترین ویژگیهای فعالیت هنری جان ویلیامز، توجه ویژه او به گسترش رپرتوار گیتار بود. او تنها به اجرای آثار شناختهشده گذشته اکتفا نکرد، بلکه آهنگسازان بسیاری را تشویق کرد تا برای گیتار آثار جدید خلق کنند.
آهنگسازانی مانند André Previn، استفن دادگسون و پاتریک گاورز آثاری برای او نوشتند. همچنین ویلیامز نقش مهمی در معرفی موسیقی آهنگسازان استرالیایی به دنیای گیتار داشت.
شهرت جهانی او تنها به موسیقی کلاسیک محدود نشد. اجرای قطعه Cavatina اثر استنلی مایرز، که در فیلم The Deer Hunter استفاده شد، باعث شد صدای گیتار کلاسیک به میلیونها شنونده در سراسر جهان برسد.
ویلیامز همچنین با هنرمندان خارج از حوزه موسیقی کلاسیک همکاری کرد و نشان داد که گیتار کلاسیک میتواند با سبکهای دیگر موسیقی نیز ارتباط برقرار کند.
تسلط تکنیکی، دقت اجرایی و کیفیت بالای ضبطهای او، جان ویلیامز را به یکی از نمادهای جهانی گیتار کلاسیک در قرن بیستم تبدیل کرد.
⸻
توربیو سانتوس (Turíbio Santos)؛ نماینده هویت آمریکای جنوبی
Turíbio Santos (متولد ۱۹۴۳)
یکی از مهمترین چهرههای گیتار در برزیل و آمریکای جنوبی است. فعالیت او نمونهای از گسترش جهانی گیتار پس از نیمه قرن بیستم است؛ دورهای که در آن موسیقی کشورهای مختلف توانست وارد جریان اصلی گیتار کلاسیک شود.
سانتوس در شهر سائو لوئیس برزیل متولد شد و علاقه او به گیتار ابتدا از موسیقی مردمی برزیل، بهویژه سبکهایی مانند سرستا (Seresta)، شکل گرفت.
پس از آشنایی با هنر آندرس سگوویا، تصمیم گرفت آموزش رسمی گیتار را دنبال کند. او بعدها به یکی از مهمترین مفسران آثار Heitor Villa-Lobos تبدیل شد.
یکی از مهمترین دستاوردهای سانتوس، ضبط و معرفی آثار گیتار ویلا-لوبوس بود. اجرای او از ۱۲ اتود ویلا-لوبوس نقش مهمی در شناساندن این آثار به نسلهای جدید نوازندگان داشت.
سانتوس همچنین در گسترش آموزش آکادمیک گیتار در برزیل نقش مهمی ایفا کرد. او در تأسیس جایگاه گیتار در دانشگاههای برزیل مشارکت داشت و با ایجاد ارکسترهای گیتار، به توسعه فعالیتهای گروهی این ساز کمک کرد.
فعالیت او باعث شد موسیقی برزیل جایگاه ثابتتری در رپرتوار جهانی گیتار پیدا کند
⸻
ارنستو بیتتی (Ernesto Bitetti)؛ نماینده مکتب آرژانتین
Ernesto Bitetti (متولد ۱۹۴۳)
از نوازندگان برجسته آرژانتینی نیمه دوم قرن بیستم است که نقش مهمی در معرفی گیتار آمریکای جنوبی در سطح بینالمللی داشت.
او آموزش گیتار را نزد استادانی مانند گریسیلا پومپونیو و خورخه مارتینس زاراته آغاز کرد و در پانزدهسالگی نخستین اجرای مهم خود را ارائه داد.
در سال ۱۹۶۸ به اسپانیا رفت؛ کشوری که گیتار در آن جایگاهی فرهنگی و تاریخی داشت. فعالیتهای او در اروپا باعث شد به یکی از نوازندگان شناختهشده نسل جدید تبدیل شود و با شرکتهای مهم ضبط مانند EMI و Deutsche Grammophon همکاری کند.
بیتتی بهدلیل کیفیت بالای نوازندگی و گستردگی فعالیتهای هنری خود، الهامبخش آهنگسازان مختلفی شد. آهنگسازانی مانند ماریو کاستلنووو-تدسکو، خواکین رودریگو، فدریکو توروبا و آستور پیاتزولا آثاری را به او تقدیم کردند.
علاوه بر فعالیت اجرایی، بیتتی در زمینه پژوهش و آموزش نیز فعال بود. انتشار آثار آموزشی و فعالیت دانشگاهی او، نقش مهمی در انتقال تجربه نسلهای پیشین به نوازندگان جدید داشت.
این نسل نشان داد که گیتار دیگر متعلق به یک منطقه جغرافیایی خاص نیست؛ بلکه سازی جهانی است که هر فرهنگ میتواند زبان خود را از طریق آن بیان کند.
در بخش بعدی به دیگر چهرههای برجسته گیتار کلاسیک نیمه دوم قرن بیستم خواهیم پرداخت؛ نوازندگانی مانند آلیریو دیاز، کازوهیتو یاماشیتا، مانوئل باروئکو و دیوید استاروبین که هر یک مسیر تازهای برای گسترش تکنیک، رپرتوار و جایگاه جهانی گیتار ایجاد کردند.
ترجمه و گرد آوری: سحر براتی
منبع: The History of the Guitar:Its Origins and Evolution by Júlio Ribeiro Alves
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.