مهمترین چهرههای گیتار باروک؛ از آمات تا روبر دو ویسه
پس از شکلگیری گیتار پنجکورس و گسترش آن در اسپانیا، ایتالیا و فرانسه، نوبت به موسیقیدانانی رسید که با آثار، رسالهها و نوآوریهای خود مسیر تکامل این ساز را شکل دادند. بسیاری از آنچه امروز درباره تکنیک، رپرتوار و شیوه نوازندگی گیتار باروک میدانیم، از طریق آثار این آهنگسازان و نوازندگان برجسته به ما رسیده است.
خوان کارلوس آمات (Juan Carlos Amat)؛ از پایهگذاران سنت گیتار باروک
خوان کارلوس آمات یکی از نخستین چهرههای مهم در تاریخ گیتار پنجکورس به شمار میرود. اگرچه حرفه اصلی او پزشکی بود، کتاب آموزشی او با عنوان Guitarra Española de cinco órdenes که در سال 1596 در بارسلونا منتشر شد، تأثیر زیادی بر گسترش گیتار در اسپانیا و اروپا گذاشت.
برخلاف بسیاری از رسالههای موسیقی آن دوره که بر تکنیکهای پیچیده و اجرای پلیفونیک تمرکز داشتند، آمات رویکردی ساده و کاربردی داشت. البته این سادگی به معنای محدود بودن موسیقی او نبود، بلکه هدف اصلی او آموزش سریعتر همراهی آکوردی روی ساز بود. او آموزش گیتار را بر پایه آکوردها و تکنیک Rasgueado (راسگوادو) قرار داد؛ روشی که در آن نوازنده با ضربههای مختلف انگشتان، آکوردها را اجرا میکرد.
آمات را میتوان یکی از پایهگذاران سنت آموزشی گیتار باروک دانست؛ شخصیتی که با سادهسازی آموزش این ساز، نقش مهمی در تثبیت جایگاه گیتار پنجکورس و گسترش محبوبیت آن ایفا کرد.

گاسپار سانز (Gaspar Sanz)؛ نماینده بزرگ گیتار باروک اسپانیا
گاسپار سانز یکی از مهمترین آهنگسازان و نظریهپردازان گیتار پنجکورس در قرن هفدهم و برجستهترین نماینده مکتب اسپانیایی گیتار باروک بود. او پس از تحصیل در دانشگاه سالامانکا و آشنایی با موسیقی ایتالیا، سفر به این کشور تأثیر زیادی بر زبان موسیقاییاش گذاشت.
مهمترین اثر سانز کتاب Instrucción de Música sobre la Guitarra Española است که نخستین بار در سال 1674 منتشر شد. این کتاب یکی از جامعترین منابع آموزش گیتار باروک به شمار میرود و علاوه بر آموزش نوازندگی، مجموعهای از قطعات ارزشمند برای گیتار پنجکورس را در بر میگیرد.
ویژگی برجسته آثار سانز، تلفیق سنتهای موسیقایی اسپانیا، ایتالیا و فرانسه است. در میان قطعات او رقصها و فرمهایی مانند Canarios، Villanos و Españoleta دیده میشود.
یکی از مهمترین ویژگیهای موسیقی سانز، استفاده همزمان از دو شیوه اصلی نوازندگی گیتار باروک بود:
- Rasgueado: شیوه آکوردی و ضربهای که بیشتر برای همراهی رقص و آواز به کار میرفت.
- Punteado: شیوه ملودیک که در آن سیمها به صورت جداگانه نواخته میشدند و امکان اجرای موسیقی پیچیدهتر را فراهم میکرد.
سانز با ترکیب این دو روش نشان داد که گیتار پنجکورس تنها سازی برای همراهی نیست، بلکه توانایی اجرای موسیقی مستقل و هنری را نیز دارد.
بسیاری از قطعات او، مانند Canarios و Españoleta، امروزه نیز در رپرتوار گیتار کلاسیک اجرا میشوند و همچنان از شناختهشدهترین آثار گیتار باروک به شمار میروند.
لوکاس رویز دِ ریبایاز (Lucas Ruiz de Ribayaz)
لوکاس رویز دِ ریبایاز از آهنگسازان و نوازندگان برجسته اسپانیایی قرن هفدهم و از معاصران گاسپار سانز بود. مهمترین اثر او Luz y norte musical para caminar por las cifras de la guitarra Española y arpa است که در سال 1677 منتشر شد و علاوه بر گیتار پنجکورس، آموزشهایی برای هارپ نیز ارائه میدهد.
فرانسیسکو گِراو (Francisco Guerau)
فرانسیسکو گِراو یکی دیگر از چهرههای مهم گیتار باروک اسپانیا بود که کتاب Poema Harmónico را در سال 1694 منتشر کرد؛ اثری که از مهمترین منابع موسیقی گیتار پنجکورس در اواخر قرن هفدهم به شمار میرود.
برخلاف سانز که از هر دو شیوه راسگوادو و پونتهآدو استفاده میکرد، گِراو بیشتر آثار خود را بر پایه تکنیک Punteado نوشت. همین ویژگی باعث شد موسیقی او از نظر ملودیک و تکنیکی پیچیدهتر باشد و نقش گیتار را بهعنوان سازی مستقل پررنگتر کند.
سانتیاگو دِ مورسیا (Santiago de Murcia)
سانتیاگو دِ مورسیا را میتوان آخرین نماینده بزرگ سنت گیتار باروک اسپانیا دانست. آثار او که در آغاز قرن هجدهم نوشته شدند، نشاندهنده مرحلهای هستند که در آن موسیقی اسپانیایی با تأثیرات ایتالیایی و فرانسوی در هم آمیخت.
مهمترین کتاب او Resumen de Acompañar la Parte con la Guitarra است که در سال 1714 منتشر شد و آخرین اثر مهم اسپانیایی با سیستم تبلچر محسوب میشود. دستنوشتههایی مانند Códice Saldívar No. 4 نیز از مهمترین منابع شناخت موسیقی گیتار باروک هستند.
او یکی از آخرین حلقههای مهم سنت گیتار باروک پیش از تحول این ساز در قرون بعدی بود.
فرانچسکو کوربتا (Francesco Corbetta)؛ چهره برجسته گیتار باروک
فرانچسکو کوربتا (حدود 1615–1681) یکی از مهمترین نوازندگان، آهنگسازان و استادان گیتار پنجکورس در قرن هفدهم بود. او نقشی اساسی در ارتقای جایگاه گیتار باروک و گسترش این ساز در محافل اشرافی و دربارهای اروپایی داشت.
کوربتا فعالیت حرفهای خود را در ایتالیا آغاز کرد و در طول زندگی خود در شهرها و دربارهای مختلف اروپا، از جمله مانتوآ، بروکسل و پاریس فعالیت داشت. حضور او در فرانسه اهمیت ویژهای داشت، زیرا باعث شد گیتار از یک ساز همراهیکننده محبوب به سازی با جایگاه هنری بالاتر در محیط دربار تبدیل شود.
یکی از مهمترین ویژگیهای سبک کوربتا، ترکیب دو شیوه اصلی نوازندگی گیتار باروک بود:
- Rasgueado: اجرای آکوردهای ریتمیک با ضربات دست راست.
- Punteado: اجرای خطوط ملودیک با نواختن جداگانه سیمها.
او با ترکیب این دو روش، امکانات بیان موسیقایی گیتار را گسترش داد و نشان داد که گیتار پنجکورس میتواند علاوه بر همراهی آواز و رقص، موسیقی مستقل و پیچیده نیز اجرا کند.

مهمترین اثر او، La Guitarre Royalle، در دو نسخه در سالهای 1671 و 1674 منتشر شد و از مهمترین منابع گیتار باروک فرانسه به شمار میرود. در این آثار، کوربتا از شیوههای ساده آلفابتو فراتر رفت و با استفاده از نتنویسی دقیقتر، مسیر حرکت گیتار به سوی یک زبان موسیقایی مستقل را نشان داد.
اهمیت تاریخی کوربتا تنها به آثارش محدود نمیشود. او با فعالیت آموزشی و ارتباط نزدیک با دربار فرانسه، زمینه را برای ظهور نسل بعدی آهنگسازان، بهخصوص روبر دو ویسه، فراهم کرد.
کوربتا را میتوان یکی از مهمترین حلقههای اتصال میان سنتهای ایتالیایی، اسپانیایی و فرانسوی گیتار باروک دانست؛ موسیقیدانی که نقش مهمی در تبدیل گیتار پنجکورس از سازی همراهیکننده به سازی مستقل و هنری ایفا کرد.
روبر دو ویسه (Robert de Visée)
روبر دو ویسه برجستهترین نماینده مکتب فرانسوی گیتار باروک و از مهمترین نوازندگان دربار لویی چهاردهم بود. او علاوه بر گیتار، در نوازندگی لوت، تئوربو و ویولا دا گامبا نیز مهارت داشت و از موسیقیدانان برجسته دربار فرانسه به شمار میرفت.
از مهمترین آثار او میتوان به Livre de guitare (1682) و Livre de pièces pour la guitare (1686) اشاره کرد؛ دو مجموعهای که از ارزشمندترین منابع گیتار باروک فرانسه محسوب میشوند.
موسیقی دو ویسه نمونهای شاخص از سبک فرانسوی گیتار باروک است و بیشتر بر قالب سوئیت و رقصهایی مانند Allemande، Courante، Sarabande، Gigue، Menuet و Gavotte استوار است.
او همچنین از تبلچر، نتنویسی پنجخطی و گاه Scordatura استفاده میکرد که نشاندهنده گذار تدریجی گیتار به شیوههای نوین نتنویسی است.
آثار دو ویسه از کاملترین نمونههای موسیقی گیتار باروک فرانسه به شمار میروند و امروزه نیز بخش مهمی از رپرتوار گیتار کلاسیک را تشکیل میدهند.
از گیتار همراهیکننده تا سازی مستقل
این آهنگسازان و نوازندگان، هرکدام بخشی از مسیر تکامل گیتار باروک را شکل دادند. از آموزشهای ساده و کاربردی خوان کارلوس آمات تا آثار پیچیدهتر روبر دو ویسه، روندی را میتوان مشاهده کرد که در آن گیتار پنجکورس بهتدریج از یک ساز همراهیکننده به سازی با امکانات مستقل هنری تبدیل شد.
در میان این چهرهها، فرانچسکو کوربتا و روبر دو ویسه نقش مهمی در تثبیت جایگاه گیتار در محافل اشرافی و دربارهای اروپایی داشتند و نشان دادند که این ساز میتواند در کنار لوت و دیگر سازهای مهم آن دوره، جایگاهی جدی در موسیقی هنری پیدا کند.
با ورود به قرن هجدهم، تغییرات تازهای در ساختار ساز، شیوههای آهنگسازی و سلیقه موسیقایی اروپا شکل گرفت؛ تحولاتی که به تدریج مسیر گیتار باروک را به سوی پیدایش گیتار ششسیمه و شکلگیری پایههای گیتار کلاسیک امروزی هدایت کردند.
در مقاله بعدی، این دوره گذار و مسیر تبدیل گیتار باروک به گیتار کلاسیک را بررسی خواهیم کرد.
ترجمه و گردآوری: سحر براتی
منبع: The History of the Guitar: Its Origins and Evolution by Júlio Ribeiro Alves
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

