چگونه گیتار باروک به گیتار کلاسیک تبدیل شد؟ بررسی تغییرات ساختاری ساز، پیدایش گیتار ششسیم، تحول تکنیک نوازندگی و آغاز عصر جدید گیتار
از گیتار باروک تا گیتار کلاسیک؛ تحول ساز در قرن هجدهم و آغاز قرن نوزده
پس از شکوفایی گیتار پنجکورس در دوره باروک و ظهور آهنگسازانی مانند سانز، کوربتا و دو ویسه، این ساز وارد مرحلهای تازه از تحول شد. تغییرات فرهنگی، اجتماعی و موسیقایی قرن هجدهم باعث شد ساختار گیتار و شیوه استفاده از آن دگرگون شود؛ تحولی که در نهایت به پیدایش گیتار ششسیم و شکلگیری گیتار کلاسیک انجامید.
در آغاز قرن هجدهم، گیتار وارد مرحلهای تازه از تکامل خود شد. با روی کار آمدن فیلیپ پنجم، نخستین پادشاه دودمان بوربون در اسپانیا، فضای فرهنگی این کشور دستخوش تغییرات گستردهای شد. بسیاری از سنتهای موسیقی اسپانیایی در فضای رسمی و درباری جایگاه پیشین خود را از دست دادند و سبکهای فرانسوی و ایتالیایی نفوذ بیشتری پیدا کردند
در نتیجه، انتشار آثار جدید برای گیتار در اسپانیا بهشدت کاهش یافت و بخش زیادی از موسیقی این دوره تنها بهصورت نسخههای خطی باقی ماند.
با این حال، نیمهٔ دوم قرن هجدهم نقطهٔ عطفی در تاریخ گیتار به شمار میآید. در این دوره، رواج سبک گالان (Galant Style) باعث شد نقش گیتار از اجرای صرف آکوردها فراتر رود و بیشتر برای همراهی ملودیها و خوانندگان به کار گرفته شود. در نتیجه، آرپژها جایگاه مهمتری پیدا کردند و حضور نتهای باس در ابتدای میزانها اهمیت یافت.
این تغییر، تحول مهمی در ساختمان ساز ایجاد کرد. سیمهای باس به گیتار افزوده شدند و ساز از یک ساز عمدتاً زیر (Treble Instrument) به سازی با گسترهٔ صوتی کاملتر تبدیل شد؛ تغییری که مسیر شکلگیری گیتار کلاسیک امروزی را هموار کرد.

در همین دوران، تحول مهم دیگری نیز رخ داد: کنار گذاشته شدن تدریجی تبلچر و جایگزینی آن با نتنویسی روی خطوط حامل. این تغییر باعث شد گیتار بیش از گذشته با سایر سازهای موسیقی کلاسیک هماهنگ شود و آثار آن برای موسیقیدانان قابلفهمتر و قابلاجراتر باشد. در فرانسه، آثاری مانند متد Michel Corrette از نخستین منابعی بودند که هر دو شیوهٔ نتنویسی را در کنار هم ارائه میکردند و این دورهٔ گذار را بهخوبی نشان میدهند.
اما مهمترین تحول این دوره، افزوده شدن سیم ششم و کنار گذاشته شدن سیمهای جفت (Course) بود. نخستین نمونههای گیتار ششکورس در دهههای پایانی قرن هجدهم ساخته شدند و بهتدریج جای خود را به گیتار ششسیم دادند. استفاده از سیمهای منفرد، کوک کردن ساز را بسیار آسانتر کرد و با استفاده از سیم های باس ضخیم تر و و تغییر در ساختار سیم ها، حجم صدا، وضوح و قدرت همراهی ساز نیز به شکل چشمگیری افزایش یافت.
تا پایان قرن هجدهم، گیتار ششسیم بهتدریج به استاندارد رایج اروپا تبدیل شد و پایههای سازی را شکل داد که امروز آن را با نام گیتار کلاسیک میشناسیم؛ سازی که نهتنها از نظر ساختار، بلکه از نظر امکانات اجرایی و بیان موسیقایی، فصل تازهای را در تاریخ این ساز آغاز کرد.
شکلگیری گیتار کلاسیک و تحول تکنیک نوازندگی
در دهههای پایانی قرن هجدهم، استفاده همزمان از گیتارهای ششکورس و ششسیم ادامه داشت، اما بهتدریج گیتاری که امروزه به عنوان گیتار کلاسیک شناخته میشود، به مدل استاندارد تبدیل شد. این تغییر تنها نتیجهٔ اضافه شدن سیمها نبود؛ بلکه پیشرفتهای مهم در ساخت ساز نیز نقش اساسی داشت.
در آغاز قرن نوزدهم، سازندگان برجستهٔ گیتار در اروپا تغییرات مهمی در ساختمان ساز ایجاد کردند. از جملهٔ این سازندگان میتوان به خوزه پاگس (José Pagés) در کادیز، لورنزو آلونسو (Lorenzo Alonso) در مادرید، لویی پانورمو (Louis Panormo) در لندن و رنه فرانسوا لاکوت (René François Lacôte) در پاریس اشاره کرد.

گیتار ساخته René Lacôte در سال 1829؛ نمونهای از تغییرات ساختاری ساز در مسیر شکلگیری گیتار کلاسیک.
در این دوره، دستهٔ گیتار باریکتر شد، تعداد فرتها افزایش یافت و فرتهای فلزی جایگزین فرتهای قدیمی از جنس چوب یا عاج شدند. در برخی سازهای جدید، روزِتهای تزئینی جای خود را به سوراخ صدای سادهتر دادند و گوشیهای مکانیکی بهجای گوشیهای چوبی سنتی مورد استفاده قرار گرفتند.
یکی از مهمترین نوآوریها، تغییر در سیستم تقویت صفحهٔ رویی ساز بود. استفاده از الگوی بادبزنی (Fan Bracing) باعث شد گیتار بتواند کشش بیشتر سیمها را تحمل کند و صدایی پرقدرتتر و متعادلتر ارائه دهد. اندازهٔ بدنه نیز افزایش یافت و محل اتصال دسته به بدنه به فرت دوازدهم منتقل شد؛ ویژگیهایی که به ساختار گیتار کلاسیک امروزی نزدیکتر بودند.
این تغییرات ساختاری، نیاز به تحول در شیوهٔ نوازندگی را نیز به وجود آورد. نوازندگان دیگر نمیتوانستند تنها بر تکنیکهای قدیمی گیتار باروک، مانند همراهی آکوردی و راسگوادو، تکیه کنند.
امکانات جدید ساز نیازمند رویکردی تازه در زمینهٔ اجرای ملودی، آرپژ، بیان دینامیک، ویبره و استفاده از بخشهای بالاتر دسته بود.
با این حال، بسیاری از نوازندگان همچنان از عادتهای قدیمی پیروی میکردند؛ برای مثال تکیه دادن انگشت کوچک دست راست روی صفحهٔ ساز در هنگام نوازندگی هنوز رایج بود و تکنیکهایی مانند آپویاندو (Rest Stroke) به شکل گسترده مورد استفاده قرار نمیگرفت. به همین دلیل، قرن نوزدهم دورهای بود که نوازندگان به تدریج در حال یافتن روش مناسب برای استفاده از قابلیتهای جدید گیتار بودند.
همزمان با این تحولات، علاقه به گیتار در اروپا دوباره افزایش یافت. اسپانیا، که پیشتر مرکز اصلی شکلگیری گیتار بود، بار دیگر نقش مهمی در احیای این ساز پیدا کرد. ظهور نسل جدیدی از نوازندگان و آهنگسازان باعث شد گیتار از یک ساز صرفاً همراهیکننده به سازی مستقل با ظرفیتهای هنری گسترده تبدیل شود.
یکی از چهرههای مهم این دوره پادره باسیلیو (Padre Basílio) بود؛ راهبی اسپانیایی که اگرچه بیشتر به عنوان نوازندهٔ ارگ و آهنگساز شناخته میشد، اما تأثیر بزرگی بر تحول نوازندگی گیتار داشت. او با تأکید دوباره بر تکنیک پونتهآدو (Punteado)، یعنی اجرای نتهای مجزا با انگشتان، گیتار را از محدودیت نقش آکوردی خارج کرد و پایههای مکتب مدرن گیتار را شکل داد.
اندیشههای او بر نوازندگانی چون فدریکو مورتِتی (Federico Moretti)، فرناندو فراندیِره (Fernando Ferandiere)، فرناندو سور (Fernando Sor) و دیونیسیو آگوادو (Dionisio Aguado) تأثیر گذاشت؛ چهرههایی که در قرن نوزدهم مسیر گیتار کلاسیک را تعیین کردند.
شکلگیری گیتار کلاسیک نتیجه یک تغییر ناگهانی نبود، بلکه حاصل مجموعهای از تحولات تدریجی در ساخت ساز، شیوههای نوازندگی و جایگاه اجتماعی آن بود. گیتار در گذار از قرن هجدهم به نوزدهم، از سازی وابسته به همراهی آواز و رقص، به سازی مستقل با امکانات گستردهتر موسیقایی تبدیل شد.
این تحول زمینه را برای ظهور نسل جدیدی از نوازندگان و آهنگسازان فراهم کرد؛ هنرمندانی که با توسعه تکنیکها و خلق رپرتوار جدید، عصر طلایی گیتار کلاسیک را آغاز کردند. در مقاله بعدی، به بررسی پیشگامان گیتار کلاسیک در قرن نوزدهم و نقش آنها در شکلگیری زبان مدرن این ساز خواهیم پرداخت.
ترجمه و گرد آوری: سحر براتی
منبع: The History of the Guitar:Its Origins and Evolution by Júlio Ribeiro Alves
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.