گیتار چهارکورس و لوت؛ دو مسیر مهم در شکلگیری گیتار کلاسیک
پس از ویهوئلا، مسیر تکامل گیتار تنها به یک ساز محدود نشد. در کنار این ساز، گیتار چهارکورس (Four-Course Guitar) و لوت (Lute) نیز در قرن شانزدهم نقش مهمی در شکلگیری ویژگیهای فنی و موسیقایی گیتار کلاسیک ایفا کردند.
گیتار چهارکورس راه را به سوی سازی سادهتر و مردمیتر باز کرد، در حالی که لوت میراثی ارزشمند از تکنیک، موسیقی چندصدایی و رپرتوار هنری را به سازهای زهی بعدی منتقل کرد.
گیتار چهارکورس و لوت؛ دو مسیر مهم در شکلگیری گیتار کلاسیک
اگر ویهوئلا بیشتر نماینده سنت موسیقی هنری و پلیفونیک اسپانیا بود، گیتار چهارکورس مسیری متفاوت را طی کرد؛ سازی سادهتر، کوچکتر و نزدیکتر به زندگی روزمره مردم که بعدها زمینه را برای پیدایش گونههای جدید گیتار فراهم کرد.
از سوی دیگر، لوت یکی از مهمترین سازهای هنری اروپا بود و تأثیر عمیقی بر تکنیک نوازندگی، اجرای موسیقی چندصدایی و رپرتوار سازهای زهی گذاشت.
گیتار چهارکورس؛ نخستین گام به سوی گیتار مدرن
در همان دورهای که ویهوئلا در اسپانیا شکوفا میشد، ساز دیگری با نام گیتار چهارکورس (Four-Course Guitar) نیز در حال گسترش بود.
این ساز چهار کورس داشت؛ یعنی چهار گروه سیم که معمولاً به صورت جفت تنظیم میشدند. بنابراین در بسیاری از نمونهها، تعداد سیمهای فیزیکی به هشت سیم میرسید، هرچند آرایش سیمها و تعداد آنها در نمونههای مختلف میتوانست متفاوت باشد.
گیتار چهارکورس نسبت به ویهوئلا کوچکتر بود و در بسیاری از کاربردها برای اجرای موسیقی سادهتر و همراهی آواز مورد استفاده قرار میگرفت.
خوان برمودو (Juan Bermudo)، نظریهپرداز و نویسنده اسپانیایی قرن شانزدهم، در آثار خود درباره گیتار و شیوههای مختلف استفاده از آن مطالبی ارائه کرده است. نوشتههای او نشان میدهند که این ساز توانایی اجرای قطعات چندصدایی را نیز داشته است.

کوکهای مختلف گیتار چهارکورس
یکی از ویژگیهای جالب سازهای دوره رنسانس این بود که هنوز استانداردهای امروزی برای کوک وجود نداشت.
خوان برمودو در نوشتههای خود از دو شیوه کوک برای گیتار چهارکورس صحبت میکند:
- Temple a los viejos؛ کوک قدیمی
- Temple a los nuevos؛ کوک جدید
یکی از تفاوتهای مهم این دو شیوه به نحوه تنظیم کورس چهارم مربوط میشد.
در برخی شیوههای قدیمی، کورس چهارم به صورت اکتاو تنظیم میشد؛ یعنی دو سیم یک کورس، صدای یکسانی در اکتاوهای متفاوت تولید میکردند.
این تفاوتها نشان میدهند که نوازندگان دوره رنسانس همچنان در حال آزمایش و توسعه شیوههای مختلف کوک برای دستیابی به امکانات صوتی مناسبتر بودند.
رپرتوار محدود اما مهم گیتار چهارکورس
برخلاف ویهوئلا که منابع و آثار نسبتاً زیادی از آن باقی مانده است، رپرتوار شناختهشده گیتار چهارکورس بسیار محدودتر است.
با این حال، همین آثار اندک نیز اهمیت تاریخی زیادی دارند.
از مهمترین نمونههای اسپانیایی میتوان به قطعات زیر اشاره کرد:
- شش قطعه از آلونسو دِ مودارا (Alonso de Mudarra) که در کتاب Tres libros de música en cifras para vihuela در سال 1546 منتشر شدند.
- نه قطعه موجود در کتاب Orphénica Lyra اثر میگل دِ فوئنانا (Miguel de Fuenllana) که در سال 1554 منتشر شد.
وجود این آثار نشان میدهد که گیتار چهارکورس در کنار ویهوئلا، جایگاه مشخصی در موسیقی اسپانیا در قرن شانزدهم داشته است.
صفحهای از تبلچرهای قرن شانزدهم:

گسترش گیتار چهارکورس در اروپا
محبوبیت گیتار چهارکورس تنها به اسپانیا محدود نماند. این ساز در مناطق مختلف اروپا با نامها و شکلهای متفاوتی شناخته شد و به تدریج وارد سنتهای موسیقایی کشورهای دیگر شد.
در ایتالیا، سازهای مشابه گیتار با نامهایی مانند chitarra شناخته میشدند و منابع ایتالیایی قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار و شیوه کوک آنها ارائه میکنند.
یکی از منابع مهم این دوره، کتاب Della prattica musica vocale et instrumentale نوشته اسکیپیونه چرتو (Scipione Cerreto) است که در سال 1601 منتشر شد.
این منابع نشان میدهند که گیتار در کشورهای مختلف اروپا، متناسب با نیازهای موسیقایی و سنتهای محلی، شکلهای متفاوتی پیدا کرده بود.
نقش ایتالیا در تغییر کارکرد گیتار
در پایان قرن شانزدهم و آغاز قرن هفدهم، موسیقی ایتالیا شاهد تغییر مهمی بود.
آهنگسازان به تدریج از بافتهای پیچیده پلیفونیک رنسانس فاصله گرفتند و به سمت سبکی حرکت کردند که در آن یک خط ملودی اصلی توسط هارمونی و همراهی آکوردی پشتیبانی میشد.
این رویکرد در شکلگیری مونودی (Monody) نقش مهمی داشت.
در همین فضای موسیقایی، شیوه همراهی موسوم به باسو کنتینو (Basso Continuo) نیز اهمیت زیادی پیدا کرد.
در نتیجه، نقش سازهای زهی نیز تغییر کرد. گیتار و سازهای مشابه آن دیگر تنها برای اجرای ملودی یا قطعات مستقل مورد استفاده قرار نمیگرفتند، بلکه میتوانستند برای همراهی خوانندگان و ایجاد ساختار هارمونیک نیز به کار روند.
این تغییر در کارکرد، بعدها یکی از عوامل مهم گسترش گیتار در اروپا شد.
فرانسه؛ یکی از مراکز مهم گیتار رنسانس
اگرچه اسپانیا یکی از مهمترین مراکز اولیه گیتار چهارکورس بود، فرانسه نیز در قرن شانزدهم به یکی از مراکز مهم تولید و انتشار موسیقی برای این ساز تبدیل شد.
در منابع فرانسوی، سازهای مرتبط با گیتار با نامهایی مانند Guiterre یا Guiterne شناخته میشدند.
رپرتوار فرانسوی این ساز شامل گونههای مختلفی از موسیقی بود، از جمله:
- تنظیم قطعات آوازی
- فانتزیها
- پاوانها
- گالیاردها
- قطعات مستقل سازی
حمایت دربار و رشد صنعت چاپ موسیقی نیز به گسترش این رپرتوار کمک کرد و باعث شد آثار بیشتری برای سازهای زهی منتشر شوند.
آدرین لِ روی؛ یکی از چهرههای مهم گیتار رنسانس
یکی از مهمترین شخصیتهای تاریخ گیتار در فرانسه، آدرین لِ روی (Adrien Le Roy) بود.
او نوازنده، آهنگساز و ناشر موسیقی بود و همراه با رابرت بالار (Robert Ballard) در انتشار آثار موسیقی نقش مهمی داشت.
کتاب Premier livre de tablature de guiterre که در سال 1551 منتشر شد، یکی از منابع مهم برای شناخت رپرتوار گیتار در فرانسه دوره رنسانس است.
این مجموعه شامل فانتزیها، تنظیم قطعات آوازی، پاوانها، گالیاردها و دیگر فرمهای رایج موسیقی آن دوره بود.
اهمیت این منابع تنها در قطعات موسیقی آنها نیست. برخی از این آثار اطلاعات ارزشمندی درباره تزئینات، شیوه اجرا و سنتهای نوازندگی گیتار در قرن شانزدهم در اختیار پژوهشگران قرار میدهند.
چرا گیتار چهارکورس کنار رفت؟
با وجود محبوبیت گیتار چهارکورس، این ساز محدودیتهایی نیز داشت.
تعداد کمتر کورسها و دامنه صوتی محدودتر باعث میشد امکانات آن در مقایسه با سازهای تکاملیافتهتر محدود باشد. با تغییر نیازهای موسیقایی و افزایش اهمیت دامنه صوتی و امکانات اجرایی، گونههای دارای کورسهای بیشتر به تدریج اهمیت پیدا کردند.
در نتیجه، گیتار چهارکورس به مرور جای خود را به گونههای پیشرفتهتر، بهویژه گیتار پنجکورس داد.
با این حال، نقش تاریخی گیتار چهارکورس را نمیتوان نادیده گرفت؛ زیرا این ساز یکی از مراحل مهم در مسیر تبدیل گیتار به سازی کاربردیتر و گستردهتر بود.
لوت؛ میراث هنری مهم در تاریخ گیتار
در کنار گیتار چهارکورس، ساز دیگری وجود داشت که تأثیر بسیار عمیقی بر تاریخ موسیقی اروپا گذاشت: لوت (Lute).
لوت با خانوادهای از سازهای زهی دستهدار خاورمیانه ارتباط تاریخی دارد و در جریان تبادلات فرهنگی میان جهان اسلام و اروپا، به تدریج در سنت موسیقی اروپایی جایگاه مهمی پیدا کرد.
گسترش فرهنگ موسیقایی اسلامی در شبهجزیره ایبری و ارتباط میان اندلس و دیگر مناطق اروپا نیز در انتقال و تحول سازهای خانواده لوت نقش داشت.

تحول لوت در اروپا
لوت در دورههای اولیه حضور خود در اروپا معمولاً تعداد محدودی کورس داشت و برای همراهی آواز و اجرای موسیقی سازی مورد استفاده قرار میگرفت.
اما در اواخر قرن پانزدهم و آغاز قرن شانزدهم، با افزایش اهمیت موسیقی چندصدایی، شیوه نوازندگی لوت نیز دستخوش تغییر شد.
نوازندگان به تدریج استفاده از مضراب را کنار گذاشتند و به نوازندگی با انگشتان روی آوردند. این تغییر امکان اجرای همزمان چند خط ملودیک را فراهم کرد و نقش لوت را در اجرای موسیقی پلیفونیک افزایش داد.
در قرن شانزدهم، لوت به یکی از مهمترین سازهای دربارهای اروپایی تبدیل شد و آهنگسازان بسیاری برای آن آثار ارزشمندی نوشتند.
در دوره باروک نیز گونههای مختلف لوت با افزایش تعداد کورسها و تغییرات ساختاری توسعه پیدا کردند و برخی نمونهها به تعداد بسیار بیشتری از سیمها دست یافتند.
تأثیر لوت بر تکنیک گیتار
اهمیت لوت در تاریخ گیتار تنها به ساختار ظاهری آن محدود نمیشود.
تکنیک نوازندگی انگشتی، اجرای موسیقی چندصدایی، تنظیم قطعات آوازی برای ساز و ایجاد همراهی هارمونیک، همگی بخشی از میراثی هستند که در سنت سازهای زهی دستهدار اروپا توسعه پیدا کردند.
گیتار بعدها بسیاری از این قابلیتها را با ساختاری متفاوت در خود جای داد و به سازی مناسب برای اجرای قطعات مستقل و همراهی آواز تبدیل شد.
افول لوت و ظهور گیتار
با گذشت زمان، لوت با مشکلاتی نیز مواجه شد. ساختار پیچیدهتر، تعداد زیاد سیمها در برخی گونههای متأخر و دشواری نگهداری و کوک ساز، استفاده از آن را برای برخی نوازندگان دشوارتر میکرد.
همزمان، تغییر سلیقه موسیقایی اروپا و گسترش سازهای دیگری مانند سازهای کیبوردی نیز از عوامل کاهش محبوبیت لوت در دورههای بعدی بود.
در مقابل، گیتار به دلیل ساختار نسبتاً سادهتر، قابلیت همراهی آواز، انعطافپذیری و ارتباط نزدیک با موسیقی مردمی، توانست جایگاه گستردهتری پیدا کند.
این روند به تدریج زمینه را برای تبدیل گیتار از سازی نسبتاً ساده و همراه به سازی با رپرتوار گسترده و جایگاهی مستقل در موسیقی هنری فراهم کرد.
تفاوت گیتار چهارکورس و لوت
| ویژگی | گیتار چهارکورس | لوت |
|---|---|---|
| دوره مهم | قرن شانزدهم | رنسانس و باروک |
| ساختار بدنه | گیتارمانند و نسبتاً کوچک | کاسهای و گلابیشکل |
| کورسهای رایج | 4 کورس | در دورههای مختلف متغیر |
| شیوه نوازندگی | انگشتی و در برخی سنتها با مضراب | عمدتاً انگشتی در دوره رنسانس |
| کاربرد | همراهی آواز و اجرای قطعات سازی | اجرای موسیقی چندصدایی و همراهی |
| اهمیت تاریخی | یکی از مراحل تحول گیتار | تأثیرگذار بر تکنیک و رپرتوار سازهای زهی |
گیتار چهارکورس و لوت چه نقشی در شکلگیری گیتار کلاسیک داشتند؟
گیتار کلاسیک امروزی نتیجه تکامل مستقیم یک ساز واحد نیست. مجموعهای از سازها، سنتهای موسیقایی و روشهای نوازندگی در طول چند قرن در شکلگیری آن نقش داشتهاند.
گیتار چهارکورس به توسعه گیتار بهعنوان سازی سادهتر و کاربردیتر کمک کرد و مسیر را برای گونههای پنجکورس و شکلهای بعدی گیتار هموار کرد.
از سوی دیگر، لوت میراث ارزشمندی از تکنیک نوازندگی انگشتی، اجرای موسیقی چندصدایی و رپرتوار هنری را در سنت سازهای زهی اروپا تثبیت کرد.
در کنار این دو ساز، ویهوئلا نیز نقش مهمی در شکلگیری سنت گیتار ایفا کرد. بنابراین بهتر است تاریخ گیتار را به صورت زنجیرهای از تحولات و تأثیرات مختلف ببینیم، نه به عنوان داستان تولد ناگهانی یک ساز.
جمعبندی
گیتار چهارکورس و لوت هر کدام بخشی متفاوت از مسیر تکامل گیتار را شکل دادند.
گیتار چهارکورس با ساختار سادهتر و کاربرد گستردهتر خود، یکی از مراحل مهم در مسیر رسیدن به گونههای بعدی گیتار بود. لوت نیز با سنت قدرتمند موسیقی چندصدایی و تکنیک نوازندگی انگشتی، میراثی مهم برای سازهای زهی اروپایی بر جای گذاشت.
در نهایت، گیتار کلاسیک حاصل ترکیب و تحول همین سنتهای گوناگون است؛ از سازهای زهی خاورمیانه و لوت گرفته تا ویهوئلا، گیتار چهارکورس و گیتارهای پنجکورس دوره باروک.
اما داستان هنوز به پایان نرسیده است. در دوره باروک، گیتار با افزایش تعداد کورسها و تغییرات مهم در ساختار و شیوه نوازندگی وارد مرحلهای تازه شد.
در مقاله بعدی به بررسی گیتار پنجکورس باروک و دوران طلایی این ساز خواهیم پرداخت؛ دورهای که گیتار بیش از گذشته جایگاه خود را در موسیقی اروپا تثبیت کرد.
ترجمه و گردآوری: سحر براتی
منبع: The History of the Guitar: Its Origins and Evolution نوشته Júlio Ribeiro Alves
سؤالات متداول درباره گیتار چهارکورس و لوت
گیتار چهارکورس چه بود؟
گیتار چهارکورس یکی از سازهای زهی دوره رنسانس بود که معمولاً چهار گروه سیم داشت. این ساز نسبت به ویهوئلا کوچکتر بود و برای همراهی آواز و اجرای قطعات سازی استفاده میشد.
گیتار چهارکورس چند سیم داشت؟
گیتار چهارکورس معمولاً چهار کورس داشت و بسیاری از این کورسها به صورت جفت سیم تنظیم میشدند؛ بنابراین در بسیاری از نمونهها تعداد سیمهای فیزیکی به هشت سیم میرسید.
لوت چه تأثیری بر گیتار داشت؟
لوت نقش مهمی در توسعه تکنیک نوازندگی انگشتی، اجرای موسیقی چندصدایی، همراهی آواز و شکلگیری رپرتوار سازهای زهی اروپا داشت و این میراث بعدها بر سنت گیتار نیز تأثیر گذاشت.
آیا گیتار چهارکورس همان گیتار کلاسیک بود؟
خیر. گیتار چهارکورس یک ساز تاریخی متفاوت بود که در قرن شانزدهم رواج داشت و یکی از مراحل مهم در مسیر تحول گیتار به شمار میرود.
چرا گیتار چهارکورس از بین رفت؟
محدودیت دامنه صوتی و افزایش نیازهای موسیقایی باعث شد گونههای دارای کورسهای بیشتر، مانند گیتار پنجکورس، به تدریج محبوبتر شوند و جایگاه گیتار چهارکورس را بگیرند.
لوت چگونه وارد اروپا شد؟
لوت با خانوادهای از سازهای زهی دستهدار خاورمیانه ارتباط تاریخی دارد و در جریان تعاملات فرهنگی میان جهان اسلام و اروپا، بهویژه از طریق اندلس و مدیترانه، در موسیقی اروپا گسترش پیدا کرد.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.