جستجو برای:
سبد خرید 0

ویهوئلا (Vihuela)؛ مهم‌ترین نیای گیتار کلاسیک

ویهوئلا؛ مهم‌ترین نیای گیتار کلاسیک

ویهوئلا (Vihuela)؛ مهم‌ترین نیای گیتار کلاسیک

اگر مقاله قبل را مطالعه کرده باشید، دیدیم که گیتار امروزی حاصل قرن‌ها تحول تاریخی است و نمی‌توان برای آن یک نقطه آغاز مشخص در نظر گرفت. یکی از مهم‌ترین سازهایی که شباهت قابل‌توجهی به گیتار کلاسیک دارد، سازی به نام ویهوئلا (Vihuela) است.

ویهوئلا در قرن شانزدهم، به‌ویژه در اسپانیا، جایگاه مهمی پیدا کرد و بسیاری از ویژگی‌های موسیقایی و فنی آن بعدها در مسیر تکامل گیتار تأثیرگذار شدند. در این مقاله با ساختار، شیوه نوازندگی، کوک، تبلچر، آهنگسازان و تأثیر ماندگار ویهوئلا بر تاریخ گیتار کلاسیک آشنا می‌شویم.

ویهوئلا؛ سازی که راه را برای گیتار کلاسیک هموار کرد

اگر بخواهیم یکی از مهم‌ترین حلقه‌های اتصال میان سازهای زهی دوره رنسانس و گیتار کلاسیک را معرفی کنیم، ویهوئلا یکی از مهم‌ترین گزینه‌هاست.

این ساز در قرن شانزدهم، به‌ویژه در اسپانیا، جایگاهی ویژه پیدا کرد و در کنار لوت، به یکی از مهم‌ترین سازهای زهی آن دوره تبدیل شد. شکل بدنه، داشتن دسته، تعداد کورس‌ها، کوک و قابلیت اجرای موسیقی چندصدایی، ویهوئلا را به یکی از مهم‌ترین سازهای تاریخی در مسیر تحول گیتار تبدیل کرده است.

ویهوئلا چه سازی بود؟

واژه Vihuela در دوره رنسانس همیشه به یک نوع ساز مشخص اشاره نمی‌کرد. این نام برای چند گونه از سازهای زهی به کار می‌رفت که از نظر شیوه نوازندگی با یکدیگر تفاوت داشتند.

  • Vihuela da mano: ویهوئلایی که با انگشتان نواخته می‌شد.
  • Vihuela de arco: گونه‌ای از ویهوئلا که با آرشه نواخته می‌شد.
  • Vihuela de peñola یا púa: گونه‌ای که با مضراب نواخته می‌شد.

با گذشت زمان، Vihuela da mano در اسپانیا اهمیت بیشتری پیدا کرد و امروزه هنگامی که از ویهوئلا در زمینه موسیقی رنسانس اسپانیا صحبت می‌کنیم، معمولاً منظور همین گونه است.

تعداد بسیار محدودی از نمونه‌های تاریخی ویهوئلا تا امروز باقی مانده‌اند. در کنار این نمونه‌های فیزیکی، نقاشی‌ها، مجسمه‌ها، نسخه‌های خطی و دیگر آثار هنری قرن‌های پانزدهم و شانزدهم نیز اطلاعات ارزشمندی درباره ظاهر و ساختار این ساز در اختیار پژوهشگران قرار داده‌اند.

ویهوئلای موزه ژاکمار-آندره پاریس یکی از نمونه‌های شناخته‌شده‌ای است که در مطالعات مربوط به ساختار ویهوئلا مورد توجه قرار گرفته است.

ویهوئلای موزه ژاکمار-آندره پاریس؛ نمونه‌ای از ساختار گیتار مانند ویهوئلا با بدنه هشت‌شکل و تزئینات رایج دوره رنسانس.
ویهوئلای موزه ژاکمار-آندره پاریس؛ نمونه‌ای از ساختار گیتار مانند ویهوئلا با بدنه هشت‌شکل و تزئینات رایج دوره رنسانس.

چرا ویهوئلا در اسپانیا این‌قدر محبوب شد؟

در بسیاری از مناطق اروپا، لوت (Lute) مهم‌ترین ساز زهی دسته‌دار محسوب می‌شد؛ اما در اسپانیا، ویهوئلا جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد.

شرایط فرهنگی و سیاسی اروپای آن دوران نیز در گسترش سنت‌های موسیقایی میان مناطق مختلف نقش داشت. ارتباط نزدیک اسپانیا با بخش‌هایی از ایتالیا، از جمله سرزمین‌هایی تحت نفوذ خاندان آراگون، باعث شد برخی عناصر موسیقی و سازهای اسپانیایی در ایتالیا نیز شناخته شوند.

حتی در زبان ایتالیایی نیز اصطلاح viola da mano برای اشاره به گونه‌ای از سازهای مشابه ویهوئلا مورد استفاده قرار گرفت.

ساختمان ویهوئلا

از نظر ظاهری، ویهوئلا شباهت زیادی به گیتارهای امروزی داشت. بدنه آن معمولاً دارای شکل هشت‌مانند، پشت نسبتاً صاف و دسته‌ای بلند بود.

همین ساختار باعث می‌شد ویهوئلا از نظر ظاهری با لوت که بدنه‌ای گلابی‌شکل و پشت محدب داشت، تفاوت زیادی داشته باشد.

ویهوئلا چند سیم داشت؟

ویهوئلای رایج در موسیقی اسپانیا معمولاً دارای شش کورس بود. کورس به یک سیم یا گروهی از سیم‌ها گفته می‌شود که به‌عنوان یک واحد صوتی کوک می‌شوند.

در بسیاری از ویهوئلاها، کورس‌ها به صورت جفت سیم تنظیم می‌شدند؛ بنابراین تعداد سیم‌های فیزیکی می‌توانست بیشتر از تعداد کورس‌ها باشد.

کوک ویهوئلا چگونه بود؟

الگوی فواصل میان کورس‌های ویهوئلا شباهت قابل‌توجهی به ساختار کوک گیتار کلاسیک داشت:

چهارم درست – چهارم درست – سوم بزرگ – چهارم درست – چهارم درست

این شباهت یکی از دلایلی است که ویهوئلا در مطالعات مربوط به تاریخ گیتار اهمیت زیادی پیدا کرده است.

البته نباید تصور کرد که کوک ویهوئلا دقیقاً با کوک گیتار امروزی یکسان بوده است. در دوره رنسانس، ارتفاع مطلق صدا استاندارد ثابتی نداشت و نوازندگان می‌توانستند کوک ساز را با توجه به شرایط اجرایی، سیم‌ها و ساز مورد استفاده تغییر دهند.

ویهوئلا؛ سازی برای موسیقی چندصدایی

برخلاف تصور رایج، ویهوئلا تنها برای همراهی آواز استفاده نمی‌شد.

این ساز توانایی اجرای موسیقی چندصدایی (Polyphony) را داشت؛ یعنی نوازنده می‌توانست چند خط ملودیک را به‌صورت هم‌زمان اجرا کند.

به همین دلیل، آهنگسازان رنسانس از ویهوئلا برای اجرای فانتزی‌ها، واریاسیون‌ها، رقص‌ها، قطعات آوازی تنظیم‌شده برای ساز و آثار چندصدایی استفاده می‌کردند.

این قابلیت اهمیت زیادی داشت؛ زیرا ویهوئلا می‌توانست بخشی از پیچیدگی موسیقی چندصدایی رنسانس را به شکل یک ساز تک‌نواز ارائه کند.

نت‌نویسی ویهوئلا؛ آغاز سنت تبلچر

موسیقی ویهوئلا معمولاً با نت‌نویسی استاندارد پنج‌خطی امروزی نوشته نمی‌شد. نوازندگان از سیستم تابلاتور (Tablature) استفاده می‌کردند که در منابع اسپانیایی با عنوان Cifra نیز شناخته می‌شود.

در این روش، خطوط تبلچر ارتباطی با خطوط حامل موسیقی کلاسیک امروزی ندارند؛ بلکه هر خط می‌تواند نماینده یکی از سیم‌ها یا کورس‌های ساز باشد و اعداد یا نشانه‌های روی خطوط، محل انگشت‌گذاری را مشخص می‌کنند.

به این ترتیب، نوازنده می‌توانست اطلاعات مربوط به محل قرار گرفتن انگشتان را مستقیماً از روی تبلچر دریافت کند.

نمونه‌ای از نت‌نویسی تبلچر (Cifra) برای موسیقی ویهوئلا:

تبلچر بعدها در تاریخ سازهای زهی جایگاه مهمی پیدا کرد و امروزه نیز در آموزش گیتار و بسیاری از سبک‌های موسیقی، به‌ویژه برای نمایش محل انگشت‌گذاری، کاربرد گسترده‌ای دارد.

نمونه‌ای از نت‌نویسی تبلچر (Cifra)
نمونه‌ای از نت‌نویسی تبلچر (Cifra)

نخستین کتاب‌های آموزشی ویهوئلا

یکی از مهم‌ترین دلایل اهمیت ویهوئلا برای پژوهشگران امروزی، وجود مجموعه‌ای ارزشمند از منابع مکتوب مربوط به آن است.

در قرن شانزدهم، چندین کتاب مهم برای ویهوئلا در اسپانیا منتشر شد. این آثار تنها مجموعه‌ای از قطعات موسیقی نبودند؛ بلکه اطلاعات ارزشمندی درباره کوک، تکنیک، اجرای موسیقی، بداهه‌نوازی و شیوه استفاده از ساز ارائه می‌کردند.

کتاب El Maestro اثر لوئیس میلان

یکی از مشهورترین این آثار، کتاب El Maestro نوشته لوئیس میلان (Luis Milán) است که در سال 1536 منتشر شد.

این اثر یکی از مهم‌ترین منابع باقی‌مانده از موسیقی ویهوئلا در دوره رنسانس محسوب می‌شود و شامل قطعات و دستورالعمل‌هایی برای نوازندگان این ساز است.

اهمیت El Maestro تنها به قطعات موسیقی آن محدود نمی‌شود؛ این کتاب تصویری ارزشمند از شیوه آموزش، اجرا و نگاه موسیقایی نوازندگان ویهوئلا در اسپانیای قرن شانزدهم ارائه می‌دهد.

صفحه‌ای از کتاب El Maestro اثر لوئیس میلان (1536)
صفحه‌ای از کتاب El Maestro اثر لوئیس میلان (1536)

دوران طلایی ویهوئلا

پس از انتشار آثار لوئیس میلان، آهنگسازان و نوازندگان برجسته دیگری نیز آثار مهمی برای ویهوئلا نوشتند. مجموعه این آثار یکی از غنی‌ترین دوره‌های موسیقی سازی در اسپانیای رنسانس را شکل داد.

لوئیس دِ ناروائِز (Luis de Narváez)

لوئیس دِ ناروائِز یکی از مهم‌ترین آهنگسازان ویهوئلا بود. اثر مشهور او Los seis libros del Delphin در سال 1538 منتشر شد و شامل قطعاتی برای ویهوئلا بود.

ناروائِز به‌ویژه به‌دلیل استفاده از واریاسیون‌ها و تنظیم موسیقی چندصدایی در رپرتوار ویهوئلا اهمیت دارد.

آلونسو دِ مودارا (Alonso de Mudarra)

آلونسو دِ مودارا یکی دیگر از آهنگسازان مهم این دوره بود. مجموعه Tres libros de música en cifras para vihuela او در سال 1546 منتشر شد و یکی از منابع مهم موسیقی ویهوئلا محسوب می‌شود.

مودارا همچنین از نخستین آهنگسازانی بود که قطعاتی برای گیتار چهارکورس نیز در منابع مکتوب خود ارائه کرد.

انریکه دِ والدِرابانو (Enríquez de Valderrábano)

انریکه دِ والدِرابانو از چهره‌های مهم موسیقی پلی‌فونیک اسپانیا بود. کتاب Silva de Sirenas که در سال 1547 منتشر شد، یکی از منابع مهم رپرتوار ویهوئلا به شمار می‌رود.

دیگو پیسادور (Diego Pisador)

دیگو پیسادور نیز یکی از آهنگسازان مهم ویهوئلا در قرن شانزدهم بود. آثار او ترکیبی از موسیقی سازی و تنظیم‌های آوازی را دربرمی‌گرفت.

میگل دِ فوئنانا (Miguel de Fuenllana)

میگل دِ فوئنانا نوازنده و آهنگساز نابینای اسپانیایی بود که کتاب Orphénica Lyra او در سال 1554 منتشر شد.

این مجموعه یکی از کامل‌ترین منابع مربوط به موسیقی ویهوئلا در دوره رنسانس است و بخش قابل‌توجهی از میراث موسیقی این ساز را حفظ کرده است.

اِستبان داثا (Esteban Daza)

اِستبان داثا را معمولاً آخرین چهره مهم نسل آهنگسازان ویهوئلا می‌دانند. کتاب El Parnaso او در سال 1576 منتشر شد و از آخرین منابع مهم اختصاص‌یافته به رپرتوار ویهوئلا بود.

چرا ویهوئلا از بین رفت؟

با وجود جایگاه مهم ویهوئلا، محبوبیت این ساز در اواخر قرن شانزدهم کاهش پیدا کرد.

در همین دوره، گیتار چهارکورس و سپس گونه‌های پنج‌کورس گیتار در میان نوازندگان محبوب‌تر شدند. این سازها در بسیاری از موقعیت‌ها برای همراهی آواز و اجرای موسیقی عامه‌پسند مناسب‌تر بودند.

به‌تدریج، گیتار جایگاه بیشتری در میان مردم پیدا کرد و ویهوئلا از جریان اصلی موسیقی کنار رفت.

اما از بین رفتن یک ساز به معنای از بین رفتن میراث آن نیست.

شیوه‌های نوازندگی، تبلچر، رپرتوار، تکنیک‌های چندصدایی و بسیاری از ایده‌های موسیقایی مرتبط با ویهوئلا در تاریخ سازهای زهی باقی ماندند و بعدها در رپرتوار گیتار مورد استفاده قرار گرفتند.

تأثیر ویهوئلا بر گیتار کلاسیک

اهمیت ویهوئلا تنها در این نیست که ظاهری شبیه گیتار داشته است. این ساز نشان می‌دهد که چگونه یک ساز زهی دسته‌دار می‌تواند برای اجرای موسیقی چندصدایی، قطعات مستقل و همراهی آوازی مورد استفاده قرار گیرد.

شباهت ساختاری، استفاده از چند کورس، الگوی فواصل کوک، تکنیک‌های انگشت‌گذاری و وجود رپرتوار گسترده باعث شده است که ویهوئلا در مطالعات مربوط به تاریخچه گیتار کلاسیک جایگاه ویژه‌ای داشته باشد.

البته ویهوئلا را نباید تنها و به‌صورت مستقیم «جد گیتار کلاسیک» دانست. تکامل گیتار حاصل تعامل چندین ساز و سنت موسیقایی مختلف بوده است؛ اما ویهوئلا بدون تردید یکی از مهم‌ترین حلقه‌های این زنجیره تاریخی محسوب می‌شود.

اگر امروز قطعاتی از لوئیس میلان، ناروائِز یا مودارا را روی گیتار کلاسیک اجرا می‌کنید، در واقع موسیقی‌ای را می‌نوازید که نزدیک به پنج قرن پیش برای ویهوئلا نوشته شده بود.

به همین دلیل، شناخت ویهوئلا تنها یک مطالعه تاریخی نیست؛ بلکه راهی برای درک عمیق‌تر ریشه‌های رپرتوار گیتار کلاسیک و شیوه شکل‌گیری سنت نوازندگی این ساز است.

ویهوئلا در یک نگاه

ویژگی توضیح
دوره شکوفایی قرن شانزدهم میلادی
مرکز اصلی اسپانیا
ساختار بدنه هشت‌مانند و دارای پشت نسبتاً صاف
تعداد کورس‌های رایج شش کورس
شیوه‌های نوازندگی انگشتی، مضرابی و در گونه‌های دیگر با آرشه
نت‌نویسی تبلچر یا Cifra
کاربرد موسیقی چندصدایی، همراهی آواز و اجرای قطعات مستقل

جمع‌بندی

ویهوئلا یکی از مهم‌ترین سازهای زهی دوره رنسانس و یکی از حلقه‌های کلیدی در تاریخ تحول سازهایی است که در نهایت به گیتار کلاسیک امروزی رسیدند.

این ساز در قرن شانزدهم در اسپانیا به اوج شکوفایی رسید، برای آن آثار ارزشمند و کتاب‌های آموزشی متعددی نوشته شد و آهنگسازانی مانند لوئیس میلان، لوئیس دِ ناروائِز، آلونسو دِ مودارا و میگل دِ فوئنانا میراثی ماندگار از خود به جا گذاشتند.

اگرچه ویهوئلا در نهایت جای خود را به سازهایی مانند گیتار چهارکورس و گیتار پنج‌کورس داد، اما میراث موسیقایی آن از بین نرفت و بخش مهمی از رپرتوار آن امروزه توسط نوازندگان گیتار کلاسیک اجرا می‌شود.

در مقاله بعدی با گیتار چهارکورس و لوت آشنا می‌شویم؛ دو ساز مهمی که مسیر تکامل گیتار را وارد مرحله‌ای تازه کردند و نقش مهمی در شکل‌گیری گیتار کلاسیک داشتند.


ترجمه و گردآوری: سحر براتی

منبع: The History of the Guitar: Its Origins and Evolution نوشته Júlio Ribeiro Alves

سؤالات متداول درباره ویهوئلا

ویهوئلا چه سازی بود؟

ویهوئلا خانواده‌ای از سازهای زهی دسته‌دار بود که در دوره رنسانس، به‌ویژه در اسپانیا، اهمیت زیادی داشت. گونه مشهور آن یعنی Vihuela da mano با انگشت نواخته می‌شد و از نظر ظاهر شباهت زیادی به گیتار داشت.

ویهوئلا چند سیم داشت؟

ویهوئلای رایج اسپانیایی معمولاً شش کورس داشت که بسیاری از آن‌ها به صورت جفت سیم تنظیم می‌شدند.

آیا ویهوئلا همان گیتار است؟

خیر. ویهوئلا و گیتار دو ساز متفاوت هستند، اما از نظر شکل بدنه، ساختار دسته، تعداد کورس‌ها و برخی ویژگی‌های کوک و نوازندگی شباهت‌هایی دارند.

کوک ویهوئلا شبیه گیتار بود؟

الگوی فواصل میان کورس‌های ویهوئلا شباهت قابل‌توجهی به کوک گیتار دارد؛ اما ارتفاع دقیق صدا و شرایط کوک در دوره رنسانس مانند استانداردهای امروزی ثابت نبود.

مهم‌ترین آهنگسازان ویهوئلا چه کسانی بودند؟

لوئیس میلان، لوئیس دِ ناروائِز، آلونسو دِ مودارا، انریکه دِ والدِرابانو، دیگو پیسادور، میگل دِ فوئنانا و اِستبان داثا از مهم‌ترین آهنگسازان و نویسندگان آثار مربوط به ویهوئلا در قرن شانزدهم بودند.

چرا ویهوئلا از بین رفت؟

از اواخر قرن شانزدهم، گیتارهای چهارکورس و پنج‌کورس محبوبیت بیشتری پیدا کردند و برای برخی کاربردهای موسیقایی، به‌ویژه همراهی آواز، مناسب‌تر بودند. در نتیجه ویهوئلا به‌تدریج از جریان اصلی موسیقی کنار رفت.

دیدگاهتان را بنویسید

آخرین اعلان‌ها
Empty notification لطفا برای نمایش اعلان‌ها وارد شوید
سبد خرید شما