آیا برای یادگیری گیتار در بزرگسالی دیر شده است؟ واقعیتها، مزایا و چالشها
اگر از افرادی که قصد یادگیری گیتار دارند بپرسید بزرگترین نگرانیشان چیست، احتمالاً یکی از رایجترین پاسخها این خواهد بود:
«دیگه برای شروع دیر نشده؟»
این سؤال را بارها از هنرجویان 30، 40، 50 و حتی 60 ساله شنیدهام. بسیاری از آنها سالها دوست داشتند گیتار یاد بگیرند، اما به دلایل مختلف فرصت این کار را نداشتند و حالا تصور میکنند سن، بزرگترین مانع آنهاست.
اما واقعیت این است که تجربه سالها تدریس من، نتیجه دیگری را نشان میدهد.
در طول سالهای آموزش، هنرجویان بسیاری در دهه چهارم، پنجم و حتی ششم زندگی داشتهام که پیشرفت بسیار خوبی داشتهاند و از تصمیم خود برای شروع موسیقی کاملاً رضایت داشتهاند. به همین دلیل معتقدم بسیاری از افرادی که فقط به خاطر سن از یادگیری گیتار منصرف میشوند، بیش از آنکه با یک محدودیت واقعی روبهرو باشند، تحت تأثیر یک باور اشتباه قرار گرفتهاند.
بزرگسالان مزیتهایی دارند که معمولاً کمتر درباره آنها صحبت میشود
وقتی صحبت از آموزش موسیقی میشود، اغلب فقط از مزیتهای شروع در کودکی صحبت میشود؛ اما بزرگسالان نیز تواناییهایی دارند که نباید نادیده گرفته شوند.
یکی از این مزیتها، درک بهتر موسیقی است.
برای مثال، ممکن است یک کودک نتهای یک ملودی را کاملاً صحیح اجرا کند، اما اجرای او هنوز حالت کودکانه داشته باشد؛ یعنی نتها را صرفاً پشت سر هم بنوازد و هنوز جملهبندی، احساس و شخصیت واقعی قطعه شکل نگرفته باشد.
در مقابل، بسیاری از بزرگسالان به دلیل سالها شنیدن موسیقی، راحتتر متوجه میشوند که یک ملودی چگونه باید اجرا شود و چه حسی را منتقل کند. به همین دلیل گاهی از همان ماههای ابتدایی، اجرای آنها طبیعیتر و موسیقاییتر به نظر میرسد.
علاوه بر این، بزرگسالان معمولاً هدف مشخصتری دارند، با انگیزه شخصی وارد کلاس میشوند و ارزش زمان و تمرین را بهتر درک میکنند.
اما بزرگسالی چالشهای خودش را هم دارد
البته این به معنی آسانتر بودن یادگیری در بزرگسالی نیست.
مشغلههای کاری، مسئولیتهای خانوادگی، استرسهای روزمره و درگیریهای ذهنی باعث میشود تمرکز بسیاری از بزرگسالان به اندازه یک کودک آزاد نباشد.
از طرف دیگر، کودکان معمولاً ذهن انعطافپذیرتری دارند و مطالب جدید را سریعتر در حافظه بلندمدت خود ثبت میکنند. همین موضوع باعث میشود برخی مهارتهای حرکتی و ذهنی در سنین پایین آسانتر شکل بگیرند.
بنابراین هر گروه سنی، نقاط قوت و چالشهای خاص خود را دارد و نمیتوان تنها با نگاه کردن به سن، درباره موفقیت یا عدم موفقیت یک هنرجو قضاوت کرد.
یک باور اشتباه که هنوز در ایران رایج است
یکی از جملاتی که هنوز زیاد شنیده میشود این است:
«اگر از بچگی شروع نکرده باشی، دیگر فایدهای ندارد.»
به نظر من این جمله نه علمی است و نه با تجربه بسیاری از مدرسهای موسیقی همخوانی دارد.
درست است که شروع موسیقی در کودکی مزایای فراوانی دارد، اما این موضوع به هیچ وجه به این معنا نیست که یادگیری در بزرگسالی غیرممکن است.
بین این دو جمله تفاوت زیادی وجود دارد:
- شروع در کودکی یک مزیت است.
- اما موفق شدن در موسیقی، محدود به کودکان نیست.
این دو را نباید با هم اشتباه گرفت.
علاقه داشتن به موسیقی با تمرین کردن موسیقی فرق دارد
یکی از نکاتی که بارها در کلاسها با آن روبهرو شدهام این است که بعضی از بزرگسالان سابقه شروع کردن فعالیتهای مختلف را دارند؛ کلاس زبان، باشگاه، دورههای آموزشی یا مهارتهای دیگر، اما بسیاری از این مسیرها را بعد از مدت کوتاهی رها کردهاند.
اگر این الگو در زندگی یک فرد بارها تکرار شده باشد، احتمال اینکه یادگیری گیتار هم به همان سرنوشت دچار شود بیشتر است؛ نه به خاطر سخت بودن گیتار، بلکه به خاطر نداشتن عادت به استمرار.
نکته مهم اینجاست که علاقه داشتن به موسیقی با علاقه داشتن به تمرین کردن موسیقی، دو موضوع کاملاً متفاوت هستند.
خیلی از افراد عاشق موسیقی هستند. ساعتها موسیقی گوش میدهند، کنسرت میروند و از شنیدن آثار نوازندگان مختلف لذت میبرند؛ اما این لزوماً به این معنا نیست که از تمرین روزانه ساز هم لذت خواهند برد.
تمرین ساز یعنی تکرار، اصلاح اشتباهات، مواجهه با ضعفها و گاهی صرف زمان زیاد برای حل یک مشکل کوچک.
کسی که این مسیر را بپذیرد، به مرور پیشرفت میکند؛ اما اگر فقط شیفته نتیجه نهایی باشد و نه خودِ مسیر، معمولاً خیلی زود انگیزه خود را از دست میدهد.
ترس از اشتباه؛ یکی از تفاوتهای بزرگسالان و کودکان
یکی از تفاوتهای جالبی که بارها در کلاسها دیدهام، نحوه برخورد کودکان و بزرگسالان با اشتباهات است.
کودکان معمولاً اگر نت اشتباهی بزنند یا ریتم را از دست بدهند، بدون نگرانی دوباره تلاش میکنند.
اما بسیاری از بزرگسالان، به محض اینکه اشتباهی رخ میدهد، شروع به عذرخواهی میکنند.
«ببخشید…»
«امروز تمرکز ندارم…»
«شرمنده، خرابش کردم…»
در حالی که اشتباه کردن، بخش طبیعی فرایند یادگیری است.
کلاس موسیقی قرار نیست جایی برای اثبات تواناییها باشد؛ بلکه محیطی است که هنرجو در آن اشتباه میکند، اشتباهاتش را اصلاح میکند و به مرور پیشرفت میکند.
گاهی حتی دیدهام اضطراب ناشی از اشتباه کردن، خودِ اشتباه را بزرگتر میکند. هنرجو آنقدر نگران اجرای بینقص است که تمرکز خود را از دست میدهد و همین موضوع باعث ایجاد خطاهای بیشتری میشود.
به اعتقاد من، یکی از مهمترین قدمها در یادگیری موسیقی این است که هنرجو بپذیرد اشتباه کردن بخشی طبیعی از مسیر آموزش است.
هدف از یادگیری گیتار در بزرگسالی چیست؟
یکی از اشتباهاتی که بعضی از بزرگسالان مرتکب میشوند، مقایسه کردن خود با نوازندگانی است که از پنج یا شش سالگی آموزش دیدهاند.
در حالی که اصلاً هدف بسیاری از بزرگسالان چنین چیزی نیست.
قرار نیست همه هنرجویان به نوازنده کنسرت تبدیل شوند.
بسیاری از افراد تنها میخواهند آرزوی سالهای دور خود را محقق کنند، قطعات مورد علاقهشان را بنوازند، ذهن خود را از فشارهای روزمره دور کنند یا یک فعالیت هنری ارزشمند در کنار زندگی و شغلشان داشته باشند.
وقتی هدف واقعبینانه باشد، مسیر یادگیری نیز لذتبخشتر خواهد شد.
جمعبندی
به نظر من، سن بیشتر بر نوع یادگیری تأثیر میگذارد تا امکان یادگیری.
کودکان ذهن انعطافپذیرتری دارند و بسیاری از مهارتها را سریعتر جذب میکنند. در مقابل، بزرگسالان درک عمیقتر، تجربه شنیداری بیشتر و هدف مشخصتری دارند.
آنچه در نهایت مسیر یک هنرجو را تعیین میکند، نه سن او، بلکه کیفیت آموزش، استمرار در تمرین و داشتن انتظارات واقعبینانه است.
اگر امروز در 30، 40 یا 50 سالگی تصمیم گرفتهاید گیتار یاد بگیرید، مهمترین سؤال این نیست که «برای شروع دیر شده است یا نه؟»
سؤال مهمتر این است:
«آیا آمادهام بخشی از زندگیام را به تمرین مستمر و یادگیری اختصاص دهم؟»
اگر پاسخ شما مثبت است، سن دیگر مهمترین عامل تعیینکننده نخواهد بود.
پرسشهای متداول
آیا یادگیری گیتار در 40 یا 50 سالگی امکانپذیر است؟
بله. افراد بسیاری در این سنین یادگیری گیتار را آغاز کردهاند و با تمرین منظم و آموزش صحیح به نتایج بسیار خوبی رسیدهاند. سن بهتنهایی مانع یادگیری نیست.
آیا بزرگسالان نسبت به کودکان دیرتر گیتار یاد میگیرند؟
هر گروه سنی مزایا و چالشهای خاص خود را دارد. کودکان انعطافپذیری ذهنی بیشتری دارند، اما بزرگسالان معمولاً هدفمندتر هستند و درک عمیقتری از موسیقی دارند.
روزانه چقدر باید تمرین کنم؟
کیفیت تمرین مهمتر از مدت آن است. حتی تمرین روزانه کوتاه اما منظم، معمولاً نتایج بهتری نسبت به تمرینهای طولانی و نامنظم خواهد داشت.
آیا بدون سابقه موسیقی هم میتوانم گیتار را شروع کنم؟
بله. بسیاری از هنرجویان بزرگسال بدون هیچ پیشزمینه موسیقایی آموزش خود را آغاز میکنند و با انتخاب مدرس مناسب و تمرین مستمر، پیشرفت قابل توجهی به دست میآورند.
مطالب بیشتر:
- چرا تنها کلاس رفتن باعث پیشرفت در گیتار نمیشود؟
- شروع گیتار از چه سنی امکانپذیر است؟
- برای اجرای بینقص یک قطعه گیتار چقدر زمان لازم است؟
- آیا قطعهای که مینوازید واقعاً مناسب سطح شماست؟
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.