آیا واقعاً از متد آموزشی درستی برای یادگیری گیتار استفاده میکنید؟
بسیاری از افراد یادگیری گیتار را با اشتیاق فراوان آغاز میکنند. چند آکورد یاد میگیرند، چند قطعه اجرا میکنند و تصور میکنند مسیر را بهدرستی پیش میروند. اما پس از گذشت چند ماه، روند پیشرفت آنها کند میشود و حتی گاهی به نقطهای میرسند که احساس میکنند دیگر پیشرفتی ندارند.
اگر این تجربه برای شما آشناست، احتمالاً مشکل از استعداد، سن یا میزان تمرین شما نیست؛ بلکه ممکن است از متد آموزشی گیتار باشد.
در سالهای تدریس، بارها با هنرجویانی روبهرو شدهام که چندین کتاب و دوره آموزشی را پشت سر گذاشتهاند، اما هنوز در ابتداییترین مهارتهای نوازندگی مانند کنترل صدا، هماهنگی دو دست، استقلال انگشتان یا نتخوانی ضعف دارند.
این تجربه باعث شد یک سؤال مهم برایم شکل بگیرد:
آیا بسیاری از متدهای آموزش گیتار، نوازنده تربیت میکنند یا فقط اجرای چند قطعه را آموزش میدهند؟
آیا متدهای آموزش گیتار موجود مناسب نیستند؟
پیش از هر چیز باید یک نکته مهم را روشن کنیم.
هدف این مقاله زیر سؤال بردن متدهای معتبر آموزش گیتار نیست.
بسیاری از کتابها و روشهای آموزشی شناختهشده جهان حاصل سالها تحقیق، تجربه و فعالیت اساتید برجسته موسیقی هستند و بدون تردید ارزش علمی و آموزشی بالایی دارند.
اما نکتهای که کمتر به آن توجه میشود این است که بیشتر این منابع برای نظام آموزشی، فرهنگ موسیقایی و شیوه یادگیری کشورهای دیگر طراحی شدهاند و طبیعتاً همیشه با شرایط و نیازهای هنرجویان ایرانی همخوانی کامل ندارند.
از طرف دیگر، در بسیاری از این روشها هنرجو از همان جلسات ابتدایی وارد فضای یک سبک مشخص میشود؛ در حالی که هنوز پایههای اصلی نوازندگی در او شکل نگرفته است.
مشکل اصلی بسیاری از روشهای آموزش گیتار چیست؟
یکی از رایجترین اشتباهات آموزشی این است که هنرجو پیش از آنکه نوازندگی را بیاموزد، وارد یادگیری یک سبک خاص میشود.
گاهی آموزش با قطعات کلاسیک آغاز میشود، گاهی با آکوردهای پاپ و گاهی نیز با تکنیکهای تخصصی سبکهای دیگر.
این روشها لزوماً اشتباه نیستند، اما یک سؤال مهم وجود دارد:
آیا هنرجو پیش از ورود به یک سبک، مهارتهای بنیادی نوازندگی را آموخته است؟
در بسیاری از موارد پاسخ منفی است.
به همین دلیل، هنرجو با وجود اجرای قطعات متعدد، هنوز در تولید صدای مناسب، کنترل انگشتان، هماهنگی دو دست یا خواندن نت مشکل دارد و با افزایش سطح دشواری قطعات، روند پیشرفت او متوقف میشود.
پیش از آموزش سبک، باید نوازنده تربیت کرد
بر اساس تجربه سالهای تدریس، به این نتیجه رسیدهام که سال نخست آموزش گیتار، مهمترین مرحله در شکلگیری آینده یک نوازنده است.
در این مرحله، نباید تمام تمرکز بر اجرای قطعات یا ورود سریع به یک سبک خاص باشد.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، ساختن پایههایی است که در تمام مسیر نوازندگی کاربرد خواهند داشت.
این مهارتها عبارتاند از:
- تولید صدایی شفاف، کنترلشده و باکیفیت
- استقلال انگشتان دست راست و دست چپ
- هماهنگی کامل میان دو دست
- آموزش اصولی نتخوانی
- تقویت گوش موسیقایی
- اجرای قطعات ساده در سبکهای مختلف، برای آشنایی هنرجو با فضاهای متنوع موسیقایی و کمک به انتخاب آگاهانه مسیر تخصصی آینده
از نگاه من، سال نخست، سال ساختن نوازنده است؛ نه سال محدود شدن به یک سبک.
چرا کتاب «دوره مقدماتی گیتار» نوشته شد؟
در طول سالهای تدریس، بارها با هنرجویانی روبهرو شدم که با وجود گذراندن دورههای مختلف آموزشی، همچنان در مهارتهای پایهای نوازندگی با مشکل مواجه بودند.
این تجربه باعث شد به این نتیجه برسم که در کنار متدهای معتبر بینالمللی، وجود کتابی که با شناخت دقیق از نیازهای هنرجویان ایرانی تدوین شده باشد، ضروری است.
به همین دلیل، کتاب «دوره مقدماتی گیتار» صرفاً ترجمه یا اقتباس از یک متد خارجی نیست.
این کتاب حاصل سالها تجربه تدریس، آزمون روشهای مختلف آموزشی و شناخت چالشهایی است که هنرجویان ایرانی در ابتدای مسیر یادگیری با آن روبهرو هستند.
ترتیب درسها، تمرینها و قطعات بهگونهای طراحی شده است که هر بخش، مقدمهای برای بخش بعدی باشد و هنرجو بهجای حفظ کردن مطالب، مهارتهای خود را بهصورت تدریجی و اصولی توسعه دهد.
تفاوت این کتاب با بسیاری از متدهای آموزشی
تفاوت اصلی این کتاب در تعداد درسها یا قطعات آن نیست.
تفاوت اصلی، در فلسفه آموزشی آن است.
در این کتاب، هر تمرین با هدف تقویت یک مهارت مشخص طراحی شده و هر قطعه بخشی از فرآیند آموزش محسوب میشود، نه صرفاً اثری برای اجرا.
هنرجو علاوه بر یادگیری اصول صحیح نوازندگی، با اجرای قطعات ساده در سبکهای مختلف، با فضای موسیقی نیز آشنا میشود تا بتواند در آینده، مسیر تخصصی خود را آگاهانه انتخاب کند.
هدف این کتاب، ساختن نوازنده است؛ نه صرفاً آموزش اجرای چند قطعه.
چرا پایههای صحیح اهمیت دارند؟
یادگیری گیتار شباهت زیادی به ساختن یک ساختمان دارد.
اگر پی ساختمان محکم نباشد، اضافه کردن طبقات بیشتر تنها مشکلات سازه را آشکارتر خواهد کرد.
در آموزش موسیقی نیز همین اصل برقرار است.
هرچه پایههای نوازندگی در سال نخست محکمتر شکل بگیرند، یادگیری تکنیکهای پیشرفته، اجرای قطعات دشوار و حتی انتخاب سبک تخصصی آسانتر و لذتبخشتر خواهد بود.
جمعبندی
هیچ متد آموزشی را نمیتوان تنها روش صحیح آموزش گیتار دانست و هر کتاب یا مدرس، نقاط قوت و محدودیتهای خود را دارد.
اما تجربه سالها تدریس به من نشان داده است که مهمترین عامل موفقیت یک هنرجو، کیفیت پایههایی است که در ابتدای مسیر یادگیری ساخته میشوند.
به همین دلیل، کتاب «دوره مقدماتی گیتار» با تکیه بر تجربه عملی تدریس و شناخت نیازهای هنرجویان ایرانی تدوین شده است تا پیش از ورود هنرجو به هر سبک، مهارتهای بنیادی نوازندگی را در او شکل دهد.
زیرا باور دارم:
پیش از آنکه هنرجو یک سبک را انتخاب کند، باید هنر درست نواختن را بیاموزد. هدف آموزش گیتار، تنها اجرای چند قطعه نیست؛ هدف، تربیت یک نوازنده است.
مطالب مرتبط
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.